تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
وَ الْمِيزانَ
و نيز فرو فرستاديم با ايشان ترازو را
لِيَقُومَ النَّاسُ
تا قائم شوند مردمان
بِالْقِسْطِ
بعدل يعنى به آن تسويهء حقوق كنند در ميان يكديگر در وقت معاملات و انزال ميزان در زمان نوح بود چنان كه در روايت آمده كه جبرئيل ميزانرا از آسمان فرود آورد و بنوح داد و فرمود قوم خود را امر كن كه به آن اشياء وزن كنند تا در ميان ايشان ظلمى واقع نشود و بعدل و راستى قيام نمايند و نزد بعضى مراد به آن عدلست كه سبب انتظام امور است و يا مراد نزول امر است بقيام نمودن بترازو كه مستدعى استيفاء حقوق مردمانست بعدل
وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ
و فرو فرستاديم آهن را بآدم « ع » از ابن عباس روايتست كه چون آدم از بهشت به دنيا آمد سه وصله آهن با او بود انبر و پتك و سندان و نزد بعضى ديگر پنج چيز است سندان و انبر و گاز بزرگ و سوزن ابن مسعود از حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرده كه خداى تعالى چهار چيز با بركت از آسمان به زمين فرستاد آب و آتش و نمك و آهن و نزد بعضى انزلنا بمعنى هيئانا است يعنى مهيا ساختيم از براى آدميان آهن را
فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ
در آهن كارزار سختيست چه آلتها كه در كارزار به كار آيد از او سازند خواه براى دفع دشمن چون سنان و نيزه و شمشير و خنجر و پيكان و امثال آن و خواه براى حفظ نفس چون زره و خود و جوشن و غير آن و بيشتر مفسران برانند كه مراد به اين شمشير است و در تفسير اهل البيت است كه مراد ذو الفقار است كه از براى رسول از آسمان منزل گشت و آن حضرت بامير المؤمنين ( ع ) داد تا به آن با دشمنان خدا قتال ميكرد و در روايتى آنست كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چوبى دو سر از درخت بگرفت و بامير المؤمنين عليه السّلام داد و فرمود كه به آن جهاد كن و چون در دست گرفت تيغى دو سر شد و به آن جهاد ميكرد و دشمنان خدايرا ميكشت حاصل كه در ضمن آهن است قتال شديد با دشمنان خدا
وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ
و منفعتهاى بسيار براى مردمان چه قوام صناعات و حرف بازبسته بآهن است و هيچ حرفى نيست كه آهن درو دخل ندارد و معظم نفع او آنست كه كفار از ترس شمشير مسلمانان هراسانند حاصل كه حق تعالى ارسال رسل فرمود تا حق از باطل متميز گردد و ترازو فرستاد تا معاملات وزن بر نهج راستى فيصل يابد و آهن فرستاد تا اعداى دين منزجر گردند و نفع كلى از آن به مسلمانان رسد
وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ
تا بداند خداى
مَنْ يَنْصُرُهُ
آنكس را كه نصرت ميدهند دين او را
وَ رُسُلَهُ
و يارى مىكند فرستادگان خود را باستعمال اسلحه در جهاد يعنى تا علم او تعلق گيرد بوجود معلوم وى و ظاهر گردد بر او وجود مؤمنانى كه نصرت پيغمبر ميدهند
بِالْغَيْبِ
در حالت غيب بودن پيغمبران يعنى در وقتى كه