فرا گيرد يعنى زاهد تمام شود و امام زين العابدين عليه السّلام نيز فرموده كه ورع يقين و رضا كه بواعث زهد است مندرج است در آيه كريمه
لِكَيْلا تَأْسَوْا
و از امام جعفر صادق عليه السّلام مرويست كه اى فرزند آدم چرا غمناك ميشوى بر گم شدهء كه اندوه تو آن را باز نيارد و چرا شاد ميشوى به چيزى كه مرك را از تو باز ندارد قتيبة بن سعيد گفت در بعضى از احياى عرب رسيدم كه شتران بسيار ديدم كه مرده بودند و پيرهزنى آنجا ايستاده پرسيدم كه اين شتران كراست گفت اين مرد را كه بر آن پشته نشسته و پشم ميتابد نزد او رفتم و گفتم اينهمه شتران از آن تو بود گفت بنام من بودند گفتم ايشانرا چه رسيد گفت آنكسيكه ايشانرا داده بود بازگرفت حسين بن فضل گفت حق تعالى خلقان را به اين آية تنبيه فرموده بر آنكه بر فوت شده صبر كنند و برآمده خوشدل نباشند و دست از هر دو بدارند و به قضاى خدا خورسند شوند و چون حب جاه مغرور شدن بحطام دنيا و خوشحال شدن بمتاع آن مثمر افتخار و تكبر است كه بدترين خصال ذميمه است از اينجهت بعد از اين ميفرمايد كه
وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ
و خداى دوست نميدارد
كُلَّ مُخْتالٍ
هر متكبرى را كه بنعمت دنيا بر ديگرى تطاول كند
فَخُورٍ
فخر كننده و نازنده بنعيم دنيا بر اكفاء و اقران و چون محبت مال و عظم او در عيون مستلزم بخل است از حقوق واجبه از اينجهت ميفرمايد .
الَّذِينَ يَبْخَلُونَ
يعنى خداى دوست نميدارد آنان را كه با وجود دنيادارى و محبت با جمعيت اسباب دنيوى بخل ميكنند و مال را در راه خدا صرف نميكنند
وَ يَأْمُرُونَ النَّاسَ
و با وجود بخل خود امر ميكنند مردمان را
بِالْبُخْلِ
ببخل كردن
وَ مَنْ يَتَوَلَّ
و هر كه روى بگرداند از انفاق اموال در موضع مفروضه و اعراض نمايد از اوامر و نواهى الهى و باز نهايستد از غمگين شدن بر فايت و خوشحال گشتن بر وجود نعم عاجله و تكبر و بخل ورزيدن بسبب اموال دنيوى
فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ
پس بدرستى كه خداى تعالى اوست بينياز از او و انفاق او
الْحَمِيدُ
ستوده شده در ذات و صفات كه تولى و اعراض مردمان او را ضرر نكند و بعد از نهى از بخل و تكبر بيان لطف خود مىكند بر بندگان بقوله .
لَقَدْ أَرْسَلْنا
بدرستيكه ما فرستاديم
رُسُلَنا
فرستادگان خود را يعنى ملائكه را بپيغمبران
بِالْبَيِّناتِ
بحجتهاى روشن بوحدانيت ما يا با معجزات هويدا بر صدق دعوى نبوت يا با شرايع واضحه و دلالات باهرة
وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ
و فرو فرستاديم با ايشان كتابها را تا به آن حق از باطل مبين شود و ثواب از خطا متميز گردد و متضمن احكام حلال و حرام بود چون تورية و انجيل و قرآن