خسيسه است پس معلوم است كه قدر و خطر او تا كجا باشد در خبر است كه روزى رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با جمعى از صحابه ببزغالهء مردهء بگذشت كه متورم و متعفن شده بود و در كنار راه افتاده فرمود كه كيست كه اين را بدرمى بخرد گفتند يا رسول اللّه او در زندگى بيكدرم نميارزيد اكنون كه مرده و گنديده و آماسيده كه او را بدرمى ميخرد فرمود به خدا كه دنيا نزد خداى تعالى حقيرتر از اين بزغاله است امير المؤمنين عليه السّلام را گفتند كه ما را صفت دنيا كن فرمود كه دنيا اولش گريه است و ميانش غم و اندوه و آخرش فنا ثابت بن سعيد گفته كه دنيا چون عقربست كه در دنبال او بجز زهر نيست بهر كه رسد بزند و بگرياند پس در بىاعتبارى دنيا و سرعت زوال آن اين تمثل فرمود كه مثل دنيا
كَمَثَلِ غَيْثٍ
مانند بارانست كه به زمين كشته ببارد و تخمها كه در اوست زود برويد و راست بايستد و به جهت نظارت و طراوت
أَعْجَبَ الْكُفَّارَ
بشگفت آورد مزارعانرا
نَباتُهُ
روييده شده باران يعنى آنچه رسته شده از باران يا متعجب سازد آن گياه ناگرويدگانرا كه تعجب ايشان بزينت دنيا بيشتر است بر خلاف اهل ايمان زيرا كه مؤمن امر معجب كه مشاهده مىكند فكر او مشتغل مىشود بقدرت صانع پس تعجب او در آن اثبات قدرت الهى مىشود نه طراوت و نظارت و كافر فكر او در نميگذرد از آنچه احساس نموده بلكه مستغرق آن امر محسوس شده فكر خود را مقصور ميدارد بر تعجب كردن در آن و اصلا در خالق آن تفكر نميكنند حاصل كه دنيا مانند نباتيست روئيده شده بباران بكمالترى و تازگى
ثُمَّ يَهِيجُ
پس خشك گردد بيكى از آفات آسمانى و ارضى
فَتَراهُ مُصْفَرًّا
پس ببينى آن را زرد بعد از سبزى و خرمى
ثُمَّ يَكُونُ
پس گردد بعد از زردى
حُطاماً
درهم شكسته و كوفته و ريزه ريزه يعنى مال دنيا نيز چنين است روزى چند سبز و خرم باشد بعد از آن بحرارت آفتاب خشك گردد و ريزه ريزه گشته بباد حوادث متلاشى و پراكنده شود يا باد مرك درآيد و آن حيات ضعيف ويرا كه نبات طبيعت ويست بپيرى خشگ گرداند و مال او را منتشر سازد بر جمعى ديگر كه بشّر مال البخيل بحادث او وارث
وَ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ شَدِيدٌ
و در آنسراى عذابى سخت مر دشمنان خدايرا كه عمر خود را در طلب دنيا گذرانيده باشند و از حق فراموش كرده باشند
وَ مَغْفِرَةٌ
و در آخرت آمرزش است
مِنَ اللَّهِ
از جانب خداى مر عصاة اهل ايمان را
وَ رِضْوانٌ
و خشنودى مر دوستان حق را كه به جهت مشغولى بطاعت و عبادت مولى و ترك دنيا كرده باشند
وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا
و نيست زندگانى دنيا
إِلَّا مَتاعُ الْغُرُورِ
مگر متاع فريفتن كه بفريبد و باقى نماند و اين متاع غرور نسبت بكسيست كه مغرور شود به آن و آن را