و انجيل داده بودند در بداية و خاشع بودند
فَطالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ
پس دراز شد بر ايشان زمان يعنى عمر دراز يافتند و امل دور و دراز پيش گرفته يا دراز شد بر ايشان زمان فطرت ميان ايشان و انبياى ايشان يا زمان جزا دادن ايشان به طول انجاميد
فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ
پس سخت شد دلهاى ايشان و در آن اثر خشوع نماند پس روى بگناه آوردند و دين و شريعة خود را فرو گذاشتند - از ابن مسعود روايتست كه يهودان از تورية آنچه مقبول طبع ايشان و آرزوى نفس ايشان بود در آن تكليفى نبود بگذاشتند و آنچه نواهى بود منحرف ساختند كقوله تعالى و يحرفون الكلم عن مواضعه و آنچه هواى نفس ايشان بود بجاى آن نوشتند و بعد از آن گفتند اين را بر قوم بنى اسرائيل عرض بايد كرد هر كه قبول نكند ويرا بايد كشت پس اتفاق كردند كه اول بنزد حبر روند كه اعلم ايشان بود و صورت حال به او اعلام كنند تا اگر او قبول كند ديگرى رد نتواند كرد و اگر قبول نكند او را بكشند حبر خبر يافته آيتى چند بر ورقى نوشت و آن ورق را بر بالاى منحرفات ايشان نهاد و گفت اين كلام خداست و تورية موسى ايشان پنداشتند كه كتاب محرف ايشان را ميگويد شاد شدند و بعضى از خواص حبر اين را ميدانستند چون وى وفات كرد سر آشكارا شد و اختلاف در بنى اسرائيل پيدا گشت و هفتاد و دو فرقه شدند آنكه بر حق بود تابع حبر شدند - و از مقاتل مرويست كه مراد از اين آيه مومنان اهل كتابند كه قبل از بعثت بر رسول ايمان داشتند و چون روزگار آمدن آن حضرت دراز شد دلهاى ايشان سخت گشت و بدعت رهبانيت وضع كردند و صوامع بساختند كقوله تعالى و رهبانية ابتدعوها و اندكى بر دين عيسى ماندند و لهذا قال جل ذكره
وَ كَثِيرٌ مِنْهُمْ
و بسيارى از ايشان
فاسِقُونَ
خارجند از دين خود و تارك احكام كتاب بجهة فرط فسوق از بعضى اكابر منقولست كه نتيجهء قساوت دل غفلتست و نشانهء نرمى دل توجه بطاعة و از عيسى عليه السّلام ماثور است كه بسيار مگر دانيد كلام را به غير ياد خدا تا بسبب آن غليظ و سخت نگردانيد دلهاى خود را و دلى كه قساوت دارد دور است از رحمت خدا و بعد از آن فرمود كه نظر در ذنوب عباد مكنيد زيرا كه شما معبود ايشان نيستيد و نظر در گناهان خود كنيد زيرا كه بدام بندگى خدا در بنديد و مردمان دو قسمند صاحب ابتلا و خداوند عافيت بر اهل بلا رحم كنيد و بر اهل عافيت سپاس دارى كنيد .
اعْلَمُوا
بدانيد اى اهل قساوت و يا اى منكران بعث
أَنَّ اللَّهَ
آنكه خدا
يُحْيِ الْأَرْضَ
زنده ميگرداند زمين را
بَعْدَ مَوْتِها
بعد از مردگى و افسردگى يعنى همچنانكه خداى تعالى احياى زمين مرده مىكند بباران به همين منوال احياى قلوب قاسيه كند بذكر و تلاوت و يا اموات را زنده سازد
قَدْ بَيَّنَّا
بدرستيكه