تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
فداى خود كنيد تا از عذاب برهيد
وَ لا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا
و نه از كسانى كه نگرويده‌اند ظاهرا و باطنا
مَأْواكُمُ النَّارُ
جاى ايشان و شما همه آتش دوزخ است
هِيَ
اين آتش
مَوْلاكُمْ
سزاوار تراست شما را
وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ
و بد بازگشتيست آتش صاحب كشاف گفته كه مولى بمعنى اولى و أحراست و گويند مولى بمعنى ناصر است يعنى آتش يارى دهندهء شما است نه غير آن مراد نفى ناصر است مر ايشان را در نشأه آخرت آورده‌اند كه مؤمنان در مكه با وجود فقر و فاقه به حدى تمام قواعد طاعت را تمهيد ميكردند و بعد از آنكه از مكه بمدينه هجرت كردند مال بسيار بايشان رسيد و نعمت بر ايشان فراخ گشت مشغول آن شده آثار فتور و قصور در وظايف و عبادت ايشان ظاهر گشت آيه آمد .
أَ لَمْ يَأْنِ
آيا وقت نيامد
لِلَّذِينَ آمَنُوا
مر آنانرا كه گرويده‌اند
أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ
آنكه بترسد و نرم شود دلهاى ايشان
لِذِكْرِ اللَّهِ
براى ياد كردن خدا يعنى بر آنچه خدا را ياد كنند از مواعظ
وَ ما نَزَلَ
و آنچه فرستاده خداى
مِنَ الْحَقِّ
از كلام حق و صدق قول آنست كه مزاح و ضحك ميان اصحاب پيدا شد اين آيه نازلشد - و از ابن عباس مرويستكه حق تعالى بعد از سيزده سال از نزول قرآن در صحابه قساوتى يافت ايشانرا به اين آيه معاتب ساخت و گويند در شان منافقانست يعنى آيا وقت آن نشد آنانرا كه به زبان ايمان آورده‌اند كه دل ايشان ترسكار شود بخلوص اعتقاد و بصدق تمام - آورده‌اند كه فضيل عياض مردى راه‌زن بود و تجار از دست او بتنگ آمده بودند و چاره به او نداشتند در مجاور او كنيزكى بود كه او را بسيار دوست ميداشت شبى خواست كه نزد او رود از بالاى بام برآمد از آن سراى آوازى شنيد كه يكى اين آيه ميخواند كه
أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا
تا آخر فضيل چون اين آيه را بشنيد گفت بلى يا الهى وقت آن آمد كه دل من نرم شود و ترسكار گردم پس بسيار بگريست و بازگشت و در خرابه رفت كه بخسبد جمعى از كاروان آنجا ديد كه با هم ميگفتند كه امشب بيدار باشيد كه فضيل در راهست مبادا كه راه‌زنى كند فضيل با نفس خود گفت اى نفس شرير ببين كه خلق خدا چگونه از تو ترسانند پس توبه كرد و با خود گفت تا زنده باشد مجاور مسجد الحرام باشد و بعد از آن آواز داد كه ايقوم فضيل عياض منم از من مترسيد كه توبه كردم و از آنچه پيش از اين كرده بودم پشيمان شدم پس به مكه رفت و آنجا مجاور شد و از جملهء اكمل اوليا گشت
وَ لا يَكُونُوا
و وقت نيامد مؤمنان را كه باشند
كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ
مانند آنان كه داده شده‌اند كتاب
مِنْ قَبْلُ
پيش از اين يعنى چون يهود و نصارا مباشيد كه ايشان را تورية
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 116 | الملا فتح الله الكاشاني / ميرزا ابوالحسن شعرانى / شعرانى