كرده ميفرمايد .
فَأَمَّا إِنْ كانَ
پس اگر باشد محتضر
مِنَ الْمُقَرَّبِينَ
از نزديك گردانيده شدگان بدرگاه ربانى يعنى از سابقان كه از ارواح ثلثهء مذكورهاند .
فَرَوْحٌ
پس مر او راست راحت و استراحت از تكاليف دنيا و مشاق آن يا مر او راست رحمت كه سبب حيات دائمى مرحوم است يا با بقاى هوائى كه نفس از آن متلذذ شود و غم از او زايل گردد و يا نجات از ناريا مغفرت و اينها در قبر بود يا قيامت
وَ رَيْحانٌ
و ديگر مر او راست روزى خوشبوى و يا ريحانى مشموم از رياحين جنت كه در حين موت نزد او حاضر سازند تا آن را ببويد يا هر يا نباهتى و شرفى و كرامتى يا فوز برضوان على اختلاف الاقوال و از ابن زيد منقولستكه روح در قبر باشد و ريحان در جنت و گويند روح معانقهء ابكار است و ريحان مرافقت الابرار يا روح جان دادن بر شهادت و ريحاندار سعادت
وَ جَنَّةُ نَعِيمٍ
و ديگر او راست بوستان پر نعمت .
وَ أَمَّا إِنْ كانَ
و اما اگر باشد آن متوفى
مِنْ أَصْحابِ الْيَمِينِ
از ياران دست راست .
فَسَلامٌ لَكَ
پس سلامتى از خوف و مكاره مر تراست اى اصحاب دست راست
مِنْ أَصْحابِ الْيَمِينِ
از اصحاب دست راست يعنى از برادران تو كه سلام كنند بر تو يا سلامتى مر تراست از جانب ملائكه اى آنكسكه اصحاب يمينى و اول اشهر و اظهر است .
وَ أَمَّا إِنْ كانَ
و اما اگر باشد ميت
مِنَ الْمُكَذِّبِينَ
از تكذيب كنندگان مر خدايرا و رسول او را و از منكران روز بعث
الضَّالِّينَ
از گمراهان از طريق حق .
فَنُزُلٌ
پس مرور است پيش كشى در قبر
مِنْ حَمِيمٍ
از آب گرم كرده در قعر دوزخ .
وَ تَصْلِيَةُ جَحِيمٍ
و در آوردن در آتش سوزان در روز قيامت وضع تكذيب و ضلالت در مقام اصحاب شمال كه مقابل اصحاب يمينست به جهت زجر ايشان است از اين افعال .
إِنَّ هذا
بدرستيكه آنچه گفته شد در اين سوره يا در شان اين سه طايفه
لَهُوَ حَقُّ الْيَقِينِ
هر آينه حقيست ثابت از يقين يعنى درستى و راستى آن از سر يقين است كه هيچ شبههء در آن نيست اضافهء حق بيقين با آنكه هر دو بيك معنى است جهت تاكيد است .
فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ
پس تسبيح كن بنام پروردگار خود
الْعَظِيمِ
كه بزرگ است از آنكه اسناد شرك و نقص و فعل قبيح به او توان كرد يعنى تنزيه كن او را بذكر نام خجسته فرجام او از آنچه لايق عظمت و كبريائى او نباشد يا نمازگذار بذكر پروردگار و عظمت خدا عبارتست از آنكه هر چه غير اوست قاصر است از ادراك ذات او تقدس اسماؤه و جلت آلاؤه .