تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
بختى نداريم كه اگر ما را حظى و بختى بودى اين قضيه بر ما واقع نشدى .
أَ فَرَأَيْتُمُ
آيا پس ديده‌ايد
الْماءَ الَّذِي تَشْرَبُونَ
آبى را كه مياشاميد يعنى خبر دهيد از آب شيرين لطيف كه به جهت تسكين تشنگى و حفظ زندگى مياشاميد .
أَ أَنْتُمْ أَنْزَلْتُمُوهُ
آيا شما فرو فرستاده‌ايد آن را
مِنَ الْمُزْنِ
از ابر گويند مزن ابر سفيد است كه آب آن شيرين‌تر است از آب ابرهاى ديگر بلطافت مزه
أَمْ نَحْنُ الْمُنْزِلُونَ
يا فرستاده‌ايم ما آن ابر را .
لَوْ نَشاءُ جَعَلْناهُ
اگر خواهيم هر آينه گردانيم آن آب را
أُجاجاً
تلخ و شور كه هيچكس نتواند كه شرب آن كند از غاية تلخى و شورى
فَلَوْ لا تَشْكُرُونَ
پس چرا شكر نميكنيد خدايرا بر امثال اين نعمتهاى ضروريه و نيز به جهت استدلال بر قدرت خود ميفرمايد كه .
أَ فَرَأَيْتُمُ
آيا پس ديديد
النَّارَ الَّتِي تُورُونَ
آتشى را كه بيرون ميآوريد يعنى خبر ميدهيد از بيرون آوردن آتش از درخت سبز .
أَ أَنْتُمْ أَنْشَأْتُمْ شَجَرَتَها
آيا شما بيافريده‌ايد درخت آتش را كه از شاخ مرخ و عفار است
أَمْ نَحْنُ الْمُنْشِؤُنَ
يا ما پيدا كننده و آفرينندهء آنيم در سورهء يس گذشت كه اهل باديه شاخى از درخت مرخ كه مذكر ميگويند و شاخى از درخت شجرهء عقار كه انثى ميخوانند بهم ميسايند و حق تعالى نزد آنحال بقدرت غالبهء خود از ميان دو شاخ‌تر كه از آن آب ميچكد آتش بيرون ميآورد و اينجا ميفرمايد كه اى اهل عناد چون هيچكس اين اسناد قدرت به خود نميتواند داد پس بايد كه معترف شويد بقدرت ما بر آن و به آن استدلال كنيد بر آنكه قادريم بر جميع امور ممكنه كه از جملهء آن بعث و نشور است .
نَحْنُ جَعَلْناها
ما گردانيديم آن آتش را
تَذْكِرَةً
ياد كردنى تا چون او را به‌بينيد دوزخ را ياد كنيد از اينجهت همه اسباب معايش به آن معلق كرده‌ايم و همه شما را محتاج آن ساخته تا اكثر اوقات نزد آن حاضر باشيد و آن را منظور داشته از آتش دوزخ متذكر شويد و يا آنكه اين آتش را از درخت سبز و تر كه متضمن اجزاى مائيت است كه در كيفيت ضد آتش است احداث نموديم تا اهل بصيرت بدانند كه هر كه قادر است بر احداث آتش از درخت سبز هر آينه قادر خواهد بود بر تازه ساختن نهال وجود انسان بعد از خشگى و مردگى آن
وَ مَتاعاً
و گردانيديم آن را برخوردارى يعنى سبب نفع گرفتن
لِلْمُقْوِينَ
مر آنانرا كه نزول كننده‌اند در قواء كه بيابانيست از آبادانى خالى باشد يعنى آن را منفعت مسافران گردانيديم كه بطون ايشان از قوت خالى باشد و بنا بر معنى اول اكتفا بذكر احد الضدين است از قبيل تقيكم الحر كه مراد حر و برد است يعنى آتش را سبب انتفاع جميع مردمان گردانيديم تا در تاريكى بروشنائى آن مينشينند و در طبخ و
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 102 | الملا فتح الله الكاشاني / ميرزا ابوالحسن شعرانى / شعرانى