آمد عجم به او ايمان آوردند و اين دالست بر فضيلت عجم بر عرب و در تفسير خود عبد اللّه مطيع چنين گفته كه اگر قرآن را بر حيوانات عجم القا ميكرديم و آن حيوانات آن را بر وجه افصح بر ايشان مىخواندند ايشان به آن نمىگرويدند با آنكه در آن زيادتى تعجبست و عبد اللّه بن مسعود را از معنى اين آيه پرسيدند او اشارت كرد بر شترى كه به آن سوار بود گفت هذا من الاعجمين يعنى اين شتر از اعجميست و اعجم كسى استكه فصيح نباشد و در لسان او عجميت و لكنت باشد و اعجمى نيز مثل آنست و يا در او جهت زيادتى مبالغه است يعنى بغايت عجم و بسته زبان و غير فصيح
كَذلِكَ
همچنانكه قرآن را بلغت عرب فرستاديم
سَلَكْناهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ
در ميآورديم آن را در دلهاى مشركان يعنى پيغمبر خود را ميفرمائيم كه بواسطهء تلاوت بر ايشان آن را در قلوب ايشان داخل ميگرداند تا بشناسند معانى و اعجاز آن را اما به جهت نهايت عناد و لجاج و استكبار
لا يُؤْمِنُونَ
به نميگروند به آن
حَتَّى يَرَوُا الْعَذابَ الْأَلِيمَ
تا بهبينند عذاب دردناك در دنيا كه تلخى ايشان باشد بايمان همچنانكه بر امم گذشته كه نزد مشاهده عذاب اظهار ايمان كردند و فايدهء بايشان ندارد و همهء مستاصل شدند و يا در آخرت
فَيَأْتِيَهُمْ
پس بيايد عذاب بر ايشان
بَغْتَةً
ناگهان
وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ
و ايشان نميدانند وقت آمدن آن را
فَيَقُولُوا
پس گويند يعنى از روى حسرت و تاسف اين تمنا كنند كه
هَلْ نَحْنُ مُنْظَرُونَ
آيا ما هستيم مهلت داده شدگان يعنى آيا مهلت دهند تا بگرويم و تصديق كنيم از مقاتل روايتست كه حق تعالى ايشانرا ترسانيد از وقوع عذاب بر ايشان بر سبيل تكذيب و استهزا استعجال آن كردند حق تعالى فرمود كه
أَ فَبِعَذابِنا يَسْتَعْجِلُونَ أَ فَرَأَيْتَ
يا به عذاب ما شتاب زدگى ميكنند و حال آنكه در وقت ديدن مهلت طلبند و چون غرور كفار به جهت تمتع آنها بوده بحطام دنيا و اميد طول عمر و امل دراز و كثرت نعم بواسطهء آن از عاقبت كار خود غافل بودند و از اينجهت ميفرمايد كه
أَ فَرَأَيْتَ
آيا ديدى و دانستى
إِنْ مَتَّعْناهُمْ
اگر برخوردارى دهيم ايشانرا
سِنِينَ
سالهاى بسيار
ثُمَّ جاءَهُمْ
پس بيايد بايشان
ما كانُوا يُوعَدُونَ
آنچه بودند كه وعده داده ميشدند به عذاب
ما أَغْنى عَنْهُمْ
دفع نكند از ايشان عذاب را
ما كانُوا يُمَتَّعُونَ
آنچه بودند كه بدان برخوردارى مييافتند يعنى تطاول و تمتع در دنيا و نعيم آن مانع عذاب ايشان نشود چه آن موجب ازدياد اثم و عصيان ايشان بوده پس چرا اعتماد بر آن كرده از عاقبت كار خود غافل ميگردند مروى است كه