عذاب خداى كه به دو شرك مىآوريد
إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ
بدرستيكه من شما را فرستادهام
أَمِينٌ
مشهور بامانة و راستى و كردار
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ
پس بترسيد از عذاب خداى و فرمان بريد مرا در امر و نهى
وَ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ
و نميطلبم شما را بر نصح و وعظ يا بتبليغ رسالت
مِنْ أَجْرٍ
مزدى كه به من دهيد تا به آن متهم شوم نزد شما
إِنْ أَجْرِيَ
نيست مزد من
إِلَّا عَلى رَبِّ الْعالَمِينَ
مگر بر پروردگار عالميان
و بعد از عدم اظهار و عدم طمع اجر كه موجب تهمتست زبان بنصيحت گشوده فرمود كه
أَ تُتْرَكُونَ
آيا گذاشته خواهيد شد شما استفهام از براى تقرير است يعنى شما را نخواهند گذاشت
فِي ما هاهُنا
در آنچه هستيد اينجا يعنى در نعم دنيا از منال و مساكن تازه و پر نعمت
آمِنِينَ
در حالتى كه ايمن باشيد از امانت و سالم از فوات
بعد از آن تفسير آن نعمت مىكند
فِي جَنَّاتٍ
در بوستانهاى پر از اشجار و اثمار
وَ عُيُونٍ
و چشمهاى آب و گويند مراد چاههاى پر آب سرد و خنك است چه قوم ثمود را چشمه و نهر نبوده
وَ زُرُوعٍ
و كشتها
وَ نَخْلٍ
و خرماستانها
طَلْعُها هَضِيمٌ
شكوفهء آن درختان لطيف و نازك و نرم بود به جهت لطافت ميوهء آن ضحاك گفته كه آن رطب ضامر است به جهت آنكه در يكديگر متراكم مىشود بر وجهيكه چون بر هم افتد بعضى بعضى را بشكند و مجاهد گفته كه از غاية لطافة چون مس كنند خورد و مرد گردد و نزد شيخ حسن خرماى استخوانست و ابو العاليه گفته كه چون در دهن نهند از هم باز شود - ابن عباس تفسير هضيم بنضيج كرده يعنى خرماى پخته حاصل كه صالح عليه السّلام فرمود كه اى قوم شما مرفهيد و متنعم در بهترين خرما و سودمندتر آن
وَ تَنْحِتُونَ
و ميتراشيد براى مساكن خود
مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً
از كوهها خانه
فارِهِينَ
در حالتى كه ماهريد در تراشيدن سنگها و يا نازان و بشاشيد و خوشحال در آن
و چون حق تعالى اين نعم و قوة اين صناعت بشما داده
فَاتَّقُوا اللَّهَ
پس بترسيد از خداى به ترك شرك و امل دور و دراز
وَ أَطِيعُونِ
و فرمان بريد مرا در اوامر و نواهى الهى
وَ لا تُطِيعُوا
و اطاعت مكنيد
أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ
فرمان آن كافران را كه مسرفند در نفس خود بكفر مراد رؤساى ايشانست كه نه رهط بودند كه قصد هلاك صالح كردند
الَّذِينَ يُفْسِدُونَ
آنان كه تباهى ميكنند
فِي الْأَرْضِ
در زمين حجر
وَ لا يُصْلِحُونَ
و بصلاح نمياورند كار خود را
قالُوا
گفتند قوم ثمود در جواب صالح
إِنَّما أَنْتَ