تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
مردگان اين اشارتست به آنكه خواب و بيدارى نمونهء موت و نشور است چه نوم مشابه موتست در قطع حياة و نشور انگيخته شدنست از خواب مانند بعث از موت و از جملهء حكم لقمان حكيم كه به آن ارشاد پسر خود نموده اينست كه گفت اى پسرك من همچنان كه بخواب ميروى پس بيدار ميشوى به همين طريق خواهى مرد و مبعوث خواهى گشت
وَ هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّياحَ
و اوست آن كس كه فرستاد بادهائى را
بُشْراً
بشارت دهنده‌اند بباران
بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ
پيش از نزول رحمت او كه بارانست چه وزيدن بادها غالبا دلالت مىكند بر وقوع باران در آن زمان
وَ أَنْزَلْنا
و فرو فرستاديم
مِنَ السَّماءِ
از ابر يا از آسمان
ماءً طَهُوراً
آبى پاك كننده كه مزيل حدث و خبث است چنان كه در جائى ديگر ميفرمايد كه ينزل عليكم من السماء ماء ليطهركم به و يذهب عنكم رجز الشيطان و بيان مسايل متفرعه و احكام طهارت بر اين آيه در منهج الصادقين مذكور است حاصل كه حق تعالى ميفرمايد بر وجه انعام و امتنان كه ما فرو فرستاديم آب پاك كننده را كه بارانست
لِنُحْيِيَ بِهِ
تا زنده كنيم به آن آب
بَلْدَةً مَيْتاً
شهرى مرده يعنى موضعى را كه در او خشك‌سالى بوده يا مكانى را كه در زمستان خشك و افسرده گشته زنده گردانيم و تازه و تر سازيم
وَ نُسْقِيَهُ
و بياشامانيم او را
مِمَّا خَلَقْنا
از آنچه آفريده‌ايم
أَنْعاماً
چهار پايان را
وَ أَناسِيَّ كَثِيراً
و مردمان بسيار را از اهل باديه‌ها چه ارباب قرى و بلدان را انهار و منابع هست كه بدان از آشاميدن آب باران مستغنىاند
وَ لَقَدْ صَرَّفْناهُ
بدرستى كه ما گردانيديم باران را
بَيْنَهُمْ
ميان ايشان در شهرهاى مختلف و اوقات متفاوت بصفتهاى مختلف يعنى بزرگ قطره و ريزه و غير آن از قلت و كثرت و بحسب حكمت و مصلحت از ابن عباس مرويست كه حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه هيچ سالى نباشد كه باران از سال ديگر بيشتر بود يا كمتر و ليكن حق تعالى تقسيم آن فرموده ميان بندگان خود بر هر تقدير كه خواهد باينوجه كه به جهت معصيت بعضى باران شهر ايشان را بشهرى ديگر يا بيابانها و درياها ريزان سازد پس اين آيه تلاوت فرمود كه
وَ لَقَدْ صَرَّفْناهُ بَيْنَهُمْ
و گويند معنى آيه آنست كه مكرر كرديم ما سخن ابر و بارانرا در قرآن و ساير كتب
لِيَذَّكَّرُوا
به جهت آنكه تدبر كنند بندگان در آن تا به حق نعمت ما معرفت پيدا كنند و بقدرت ما عارف شوند و شكرگزارى نمايند و عبرت گيرند به صرف آن از ايشان و يا بسوى ايشان و به جهت آن ترك معصيت نمايند يا سپاس دارى آن كنند
فَأَبى أَكْثَرُ النَّاسِ
پس سرباز زدند