تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
سه شبانه روز سيلان كردى و از آن مس گداخته هر چه ميخواست ميساخت و گفته‌اند كه اصل هر مسى كه امروز در دست مردمانست از آنجاست كه در عهد سليمان بيرون آمد
وَ مِنَ الْجِنِّ
و مسخر كرديم براى سليمان از جنيان
مَنْ يَعْمَلُ
كسانى يعنى ديوانى كه در خدمت سليمان كار ميكردند
بَيْنَ يَدَيْهِ
نزديك سليمان
بِإِذْنِ رَبِّهِ
بفرمان پروردگار او از اعمال شاقه مانند بناء و غير آن
وَ مَنْ يَزِغْ
و هر كه نميگرويد از ديوان و سركشى ميكرد
مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنا
از ايشان به آنچه از آن مأمور بودند
نُذِقْهُ
ميچشانيديم او را
مِنْ عَذابِ السَّعِيرِ
از عذاب آتش افروخته در عقبى از سدى مرويست كه در دنيا ملكى مقرر شده بود كه تازيانه آتش داشته موكل ديوان باشد تا هركه از فرمان سليمان سر ميكشيد آن تازيانهء آتشين بر وى ميزد و او را ميسوخت و اكثر مفسران برآنند كه مراد عذاب آخرة است
يَعْمَلُونَ لَهُ
ميكردند ديوان و ميساختند براى سليمان
ما يَشاءُ
آنچه ميخواست
مِنْ مَحارِيبَ
از غرفهاى خوش و منظرهاى دلكش در وسيط آورده كه محاريب منزلى را گويند كه بنردبان بايد رفت و گويند محاريب اينجا مواضع حربست چون قلعهاى بلند و حصارهاى ارجمند نزد قتاده و مجاهد مراد بمحاريب قصور است و مساجد و از اصحاب تفاسير مرويست كه از جملهء آنچه جنيان براى سليمان بنا كرده بودند بيت المقدس است و آنچنان بود كه حق تعالى بر آل ابراهيم بركة فرمود تا كه ايشان بكثرت عدد بمرتبهء رسيدند كه از حد و حصر در گذشته و چون نوبة داود رسيد حق تعالى وحى كرد بوى كه من پدر شما ابراهيم را وعده داده بودم كه كثرت عدد اولاد او را بمرتبهء رسانم كه هيچكس حصر آن نتواند كرد به غير از من و اين بجهة آن بود كه فرزند خود را ذبح نمود در راه ما و من اكنون بوعدهء خود وفا كردم و اين نعمة را باتمام رسانيدم و ايشان بكفران مبدل گردانيدند و در حق من عاصى شدند بدانكه من بذات خود سوگند خورده‌ام كه ايشانرا بيكى از سه بلا مبتلا سازم يا سه سال قحط بر ايشان مسلط گردانم و يا سه ماه دشمنان را بر ايشان مستولى گردانم و يا سه روز طاعون بر ايشان گمارم داود قوم را از اين خبر داد گفتند ما طاقت قحط نداريم و با دشمنان مقاومت نتوانيم نمود مرك بر ما آسان‌تر است پس مستعد موت شدند و غسل كردند و كفنها پوشيده منتظر آن بودند و با زنان و كودكان بصحرا رفتند و حق تعالى بر اهل طغيان ايشان طاعون فرستاد و در يك روز چندان بمردند كه از دفن ايشان عاجز شدند و چون روز ديگر شد داود بر صعيد بيت المقدس بر آمد روى بر خاك نهاد و اين موضع خيمه‌گاه موسى بود و صالحان بنى اسرائيل نيز در آنجا تضرع و زارى نموده