تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
را بعمد
أَمْ بِهِ جِنَّةٌ
يا به دو جنونى هست كه اين را در وهم او مىاندازد و بر عبث بر زبان او القا مىكند كه چون پاره پاره و ريزه ريزه ميشويد و آب و باد شما را ببرد بهر جائى و بيندازد هر ذره را در مكانى باز همه جمع شده زنده شويد حق تعالى رد اين ترديد نمود بر ايشان بقوله
بَلِ
نچنانست كه منكران ميگويند بلكه
الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ
آنان كه نميگروند يعنى كافران
بِالْآخِرَةِ
بسراى آخرة
فِي الْعَذابِ
در عذابند
وَ الضَّلالِ الْبَعِيدِ
و گمراهى دور و دراز و بينهاية
أَ فَلَمْ يَرَوْا
آيا نمىبينند منكران
إِلى ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ
بسوى آنچه در پيش ايشانست
وَ ما خَلْفَهُمْ
و آنچه در پس ايشانست
مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ
از آسمان و زمين يعنى اين هر دو فرو گرفته پس و پيش ايشان را و ايشان محصور و محبوسند در ميان اين هر دو و نميتوانند كه از اقطار آن بيرون روند تا از عذاب آن برهند و چون چنين است
إِنْ نَشَأْ
اگر خواهيم
نَخْسِفْ بِهِمُ الْأَرْضَ
فرو بريم ايشان را به زمين
أَوْ نُسْقِطْ عَلَيْهِمْ
يا فرو افكنيم بر ايشان
كِسَفاً مِنَ السَّماءِ
پارهء از آسمان به جهت تكذيب ايشان مر آيات ما را خلاصهء معنى آنست كه آيا اهل انكار كورند و نمىبينند آسمان و زمين را كه احاطه ايشان نموده و تفكر نميكنند در اينكه آيا ايشان اشد خلقند يا آسمان و زمين و اين بديهى است نزد عقل كه آسمان و زمين كه مخلوق ماست اشد خلق است از ايشان پس چگونه قادر بر احياى او نباشيم و اگر ما خواهيم ايشانرا به زمين فرو بريم يا آسمانرا بر سر ايشان فرود آريم به جهت تكذيب و انكار ايشان بآيات بعد از ظهور بينات
إِنَّ فِي ذلِكَ
بدرستيكه نظر كردن در آسمان و زمين و تفكر در آن و يا تامل باقتدار بر خسف و اسقاط
لَآيَةً
هر آينه دلالتى و عبرتيست
لِكُلِّ عَبْدٍ مُنِيبٍ
هر بنده رجوع كننده را به حق چه ايشان‌اند كه بسيار تفكر و تدبر مينمايند در دلايل قدرت و غرائب حكمت حضرت عزت نه اهل انكار عناد بقدرة رب العباد و چون حق تعالى ذكر منيبين كرد قصهء داود و سليمان را كه بر كمال انابه بودند به آن وصل گردانيد و فرمود
وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ
و بدرستيكه داديم داود عليه السّلام را
مِنَّا فَضْلًا
از نزد خود زيادتى نعمت نسبت بساير مردمان كه آن نبوة بود يا زبور يا حسن خلق با رعيت يا توفيق عدل در حكم يا بخشايش بر عجزه و مساكين با حلاوة مناجات يا علم به آنكه جز ببارگاه او ملجا و پناهى نيست و در عين المعانى آورده كه مراد صوت حسن است چه هرگاه داود بزبور خواندن مشغول شدى سباع و وحوش از منزل خود بيرون آمدندى و استماع آواز دلنواز