تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
روزه و زكات و حج و جهاد و يا امانت مردمان و وفا بعهد و يا نگاه داشتن زبان از فضول و گويند غسل جنابت است و بر هر تقدير آن را عرض كرد
عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
بر آسمانها و زمينها
وَ الْجِبالِ
و كوهها به شرط ثواب بر فعل آن و عقاب بر ترك آن وقتى كه عقل و فهم و اختيار در ايشان خلق كرده بود
فَأَبَيْنَ
پس سر باز زدند
أَنْ يَحْمِلْنَها
از آنكه بردارند اين امانت را
وَ أَشْفَقْنَ مِنْها
و بترسيدند از آن با وجود اجرام عظام آنها و از روى ضراعة و خشيت گفتند ما مسخر فرمانيم براى آنچه ما را بجهة آن آفريده و طاقت كشيدن عقاب تو نداريم در ترك اداى آن پس ما را در اين امر معذور دار و به آن كارى كه براى آن مخلوق شده‌ايم بازگذار و نزد بعضى ساكنان سماوات و ارض و جبالند پس معنى آنست كه ما عرض امانت كرديم بر اهل آسمانها كه فرشتگانند و اهل زمينها كه حيوانات انسىاند و بر اهل كوهها كه حيوانات وحشىاند ايشان از اين ابا كردند از روى مخافة نه از روى مخالفت
وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ
و برداشت آن را آدمى با وجود ضعف بنيه و ناتوانى و قبول اداى آن نمود و از روى ركاكت عقل متحمل اين امانت شد
إِنَّهُ كانَ
بدرستى كه آدمى هست
ظَلُوماً
بسيار ستمكار بر نفس خود كه امانتى كه اجرام عظام از حمل آن پهلو تهى كردند يا جميع فرشتگان با وجود قوت و حيوانات انسى و وحشى از او ابا نمودند او با عجز خود قبول كرد
جَهُولًا
بسيار نادان بكنه عاقبت آن يعنى بعقوبت خيانت آن بقول اظهر و اصح و اشهر و مفسران را در اين آيه اقوال بسيار هست و آن در منهج الصادقين سمت ذكر يافته و در اينجا بقول اشهر و اصح اكتفا نموده شد و اهل تحقيق را نيز در اينجا وجوه متعدده هست كه در منهج الصادقين است و در اين منتخب بر دو سه قول اختصار ميرود در انوار گفته كه مراد بامانت عقل است و تكليف پس معنى آنست كه ما عقل و تكليف را بر آسمان و زمين و كوه عرض كرديم قبول حمل آن نكردند بجهة عدم استعداد و انسان بقابليت خود آن را قبول كرد وى ظلوم است بجهة استيلاى قوه غضبى و جهول بواسطهء قوة شهوى قشيرى گفته كه حق تعالى امانت را بر اشياى مذكوره عرض نمود و بر ايشان فرض آنجا كه عرض بود سر باز زدند و اينجا كه فرض بود در معرض حمل آمدند شيخ جنيد ( ره ) گفته كه نظر آدمى بر عرض بود نه بر امانت و لذت عرض ثقل امانت را بر او فراموش گردانيد لا جرم لطف ربانى به زبان عنايت فرمود كه برداشتن از تو و نگاه داشتن از من چون بطوع امانت مرا برداشتى من از ميان همه ترا برداشتم در لوامع آورده كه عشق در عالم بشريت است نه در مملكة ملكيت چه ايشان سايه‌پرور لطف و عصمت‌اند و مرد سايه‌پرور
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 322 | الملا فتح الله الكاشاني / ميرزا ابوالحسن شعرانى / شعرانى