به پاكى وى اعتراف كرد و از عبد اللّه عباس روايتست كه امير المؤمنين عليه السّلام فرمود كه وقتى موسى با هرون بكوه طور رفتند و هرون آنجا وفات كرد بنى اسرائيل بموسى گفتند تو بر وى حسد بردى و او را كشتى حق تعالى ملائكه را امر فرمود تا او را از ميان قبر بيرون آورده ميان قوم بنهادند تا معلوم شد كه غير مقتولست يا خداى او را زنده گردانيد تا ببرائة ذمه برادر اقرار كرد و ابو دردا گفت كه موسى بجهة كثرة حيا نزد مردمان برهنه نشدى و به جهت اين ميگفتند كه وى عيبى دارد كه تنها غسل مىكند روزى جامه بر سر سنگى نهاده بود و به آب درآمده آنسنك با جامه روانشد بميان قوم درآمد و موسى برهنه از پى سنك ميدويد بنى اسرائيل ديدند كه بر بدن او هيچ عيبى نيست
وَ كانَ
و بود موسى
عِنْدَ اللَّهِ
نزديك خداى
وَجِيهاً
با جاه و قرب و يا مستجاب الدعوة كه هيچ چيز نميخواست مگر كه اجابت ميفرمود
و بعد از نهى مردمان از ايذاى سيد عالميان امر ميفرمايد ايشانرا بصلاحيت و تقوى كه از لوازم ايمانست و ميگويد كه
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ
اى گروه گرويدگان بترسيد از خداى در ارتكاب آنچه موجب كراهت وى باشد از آن از معاصى خصوصا در ايذاى رسول او
وَ قُولُوا قَوْلًا سَدِيداً
و بگوئيد سخن استوار كه مستلزم حق است يعنى راست و درست در بارهء مؤمنان مراد نهى است از ضد آن يعنى دروغ مگوئيد و ناراستى مكنيد در سخن مانند حديث افك و قصهء زينب و غير آن و قول جامع در اين باب آنست كه قول سديد سخنى است كه صدق باشد نه كذب صواب بود نه خطا جد باشد نه هزل خالص بود نه آميخته پس از اين نوع سخن گوئيد
يُصْلِحْ لَكُمْ
تا بصلاح آرد خداى براى شما
أَعْمالَكُمْ
كردارهاى شما را يعنى توفيق دهد شما را در اعمال صالحه
وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ
و بيامرزد براى شما گناهان شما را بجهة استقامت شما در قول و عمل ذنوب شما را مغفور سازد
وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ
و هر كه فرمان برد خدايرا
وَ رَسُولَهُ
و پيغمبر او را در آنچه فرمايد
فَقَدْ فازَ
پس بدرستى كه فايز شود بخير و خوبى و بر مراد خود فيروزى يابد
فَوْزاً عَظِيماً
فيروزى بزرك كه در دنيا حميد و در عقبى سعيد باشد و گويند فوز عظيم رضوان حق تعالى است و انواع مكرمة او با بنده و چون طاعت خود و طاعت رسول خود را مقرون ساخت بظفر و فوز عظيم در عقب آن
بعد از آن تقرير وعده آن ميفرمايد بتعظيم امر و تفخيم شان آن بقوله
إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ
بدرستى كه ما عرض كرديم امانة را مراد طاعتست كه لازم الاداء است مانند امانة و يا حدود شرع از فرايض و احكام و در موضح آورده كه نماز است و