تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
و حصر عدد
فِي أَزْواجِهِمْ
در زنان ايشان
وَ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ
و در آنچه مالك شده است دست هاى ايشان يعنى توسعهء امر در مملوكات و ما حلال گردانيديم زنان را به تو به مجرد هبه و آن را خاصهء تو گردانيديم
لِكَيْلا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ
تا نباشد بر تو ضيقى و حرجى و تنگى و اثمى در آن
وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً
و هست خداى آمرزنده هر چيزى را كه تحرز آن متعسر است
رَحِيماً
مهربان بتوسعه در مواضعيكه مظنهء حرج باشد و يا آمرزندهء بندگان اگر بعد از وقوع ايشان در حرج توبه كنند و رحيم بر ايشان بتوسعه و عدم تكليف ما لا يطاق بر ايشان قبل از اين گذشته كه ازواج پيغمبر از او چيزى ميطلبيدند كه مقدور آنحضرت نبود آيهء تخيير نازل شد و اينجا نيز بيان آن ميفرمايد كه
تُرْجِي
باز پس دارى
مَنْ تَشاءُ مِنْهُنَّ
هر كه را ميخواهى از آن زنان و ترك مضاجعت آن نماى
وَ تُؤْوِي إِلَيْكَ
و جاى دهى بسوى خود و منضم سازى به خود بمضاجعه
مَنْ تَشاءُ
هر كه را ميخواهى از ايشان در قسمت ميان ايشان مخيرى و گويند معنى آنست كه طلاق دهى هر كه را اراده كنى و نگاهدارى هر كرا خواهى و قول اول اشهر است و در زاد المسير آورده كه ميان همهء ازواج غير از سوده كه نوبت خود را بعايشه بخشيده بود رعايت قسم ميفرمود تا آخر عمر و در كشاف آورده كه آن حضرت ارجاء فرمود از پنج زن كه سوده و صفيه و جويريه و ميمونه و ام حبيبه بود يعنى رعايت قسم ميكرد ميان ايشان و هر گاه كه ميخواست چهار تن را با خود ميگرفت بمضاجعه كه عايشه و حفصه و ام سلمه و زينب بود
وَ مَنِ ابْتَغَيْتَ
و هر كرا ميخواهى كه باز طلبى و دلجوئى كنى
مِمَّنْ عَزَلْتَ
از آنها كه با كرانه رفته از ايشان و در مضاجعه ارجا كرده
فَلا جُناحَ عَلَيْكَ
پس هيچ گناهى و تنگى نيست بر تو در اين و در وسيط گفته كه وجوب قسم بدين آيه از آنحضرت ساقط شده
ذلِكَ
اين تفويض امر ايشان بمشيت تو بر طريق سويه بدون اختصاص آن ببعضى دون بعضى
أَدْنى أَنْ تَقَرَّ أَعْيُنُهُنَّ
نزديك‌تر است به آنكه چشمهاى ايشان روشن شود
وَ لا يَحْزَنَّ
و اندوه‌ناك نشوند
وَ يَرْضَيْنَ
و خشنود باشند و راضى و شاكر
بِما آتَيْتَهُنَّ كُلُّهُنَّ
به آنچه دهى ايشان را يعنى همه چون دانستند كه آنچه تو ميكنى از از كناره كردن و جا گرفتن و عزل كردن و طلبيدن زنان بمضاجعة بفرمان حق است ملول نميشوند و گردن مينهند
وَ اللَّهُ يَعْلَمُ
و خداى ميداند
ما فِي قُلُوبِكُمْ
آنچه در دلهاى شماست پس اجتهاد كنيد در احسان اين وعيد است كسى را كه راضى نباشد به آنكه حق تعالى آن را بمشيت رسول تفويض كرده
وَ كانَ اللَّهُ عَلِيماً
و هست خداى دانا بضماير بندگان
حَلِيماً
بردبار كه تعجيل نكند
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 309 | الملا فتح الله الكاشاني / ميرزا ابوالحسن شعرانى / شعرانى