تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
كرد كه تا هر كه مطيع امر خدا و رسول است بايد كه نماز عصر نگذارد مگر در بنى قريظه پس راية با امير المومنين تفويض فرمود و او را مقدمهء لشگر ساخت بآنصوب روانه ساخت و خود با ساير اصحاب بر اثر او روان شد چون امير المؤمنين عليه السّلام به زير حصن ايشان رسيد مدبران زبان بفحش و ناسزا گشودند و از بيحرمتى هيچ فرو نگذاشتند حضرت امير برگشت و نزد رسول آمد و گفت يا رسول اللّه به زير حصن مرو كه صلاح در او نيست حضرت فرمود كه يا على مگر سخنى شنيدهء كه ترا ناخوش آمده فرمود نعم يا رسول اللّه فرمود كه چون مرا به بينند نتوانند كه از اين مقوله چيزى گويند پس به زير حصن آمد و گفت يا اخوان القردة و الخنازير انا اذا انزلنا بساحة قوم فساء صباح المنذرين اى برادر بوزينگان و خو كان ما چون فرود آييم بموضع دشمن پس بد باشد صبح كردن بيم شدگان گفتند يا ابا القاسم تو هرگز جاهل و دشنام ده نبودهء رسول از ايشان اعراض فرمود و گفت در راه كسى را ديديد كه بر شما بگذشت گفتند آرى دحية الكلبى بر شترى شهبا نشسته بود و قطيفهء از ديبا در زير او بود بر ما گذشت فرمود آن جبرئيل است آمده تا حصن ايشان را متزلزل گرداند و خوف و ترس در دل ايشان اندازد بر سر چاهى از چاههاى بنى قريظه نزول فرمودند و اصحاب متعاقب ميرسيدند و فرو ميآمدند تا آنكه جماعت آخرين بعد از نماز خفتن خود را به آن جا رسانيدند نماز پسين نا كرده و ميگفتند كه بر ما حرجى نيست زيرا كه حضرت ما را فرموده بود كه نماز پسين را مگذاريد مگر در بنى قريضه پس آن نماز را قضا كردند حق تعالى در اين امر ايشان را معذور داشت و رسول بيست و پنج روز ايشان را در آن حصن بداشت تا كار بر ايشان سخت گشت حى بن اخطب ايشان را گفت كه اى قوم ببينيد كه محنت و بليه بر شما نازل شده و شما را ناچار است كه يكى از اين سه كار بكنيد يكى آنكه به اين مرد ايمان آريد و تصديق دعوى او كنيد چه بر شما واضح شد كه او پيغمبر خداست و در تورية وصف او را ديده‌ايد و شنيده‌ايد اصحاب وى گفتند كه ما هرگز بوى نگرويم و از دين خود برنگرديم گفت يكى ديگر آنكه زنان و فرزندان خود را بدست خود بكشيم و از حصن بيرون رويم و قتال كنيم اگر ظفر ما را باشد زن و فرزند ديگر پيدا شود و اگر ايشان را شد بدنامى و بىناموسى نبايد كشيد گفتند ما اين بيگناهان را چگونه بكشيم و بچه وجه طاقت آن داشته باشيم كه زن و فرزند را بدست خود بكشيم گفت امر سوم آنست كه امشب شب شنبه است و محمد و اصحاب او ميدانند كه ما در شب شنبه به هيچ امر مرتكب نميشويم و بجهة اين از ما غافل شده و ما بيخبرانه بر سر ايشان تازيم شايد كه كارى از پيش برود گفتند ما هتك حرمت شنبه نكنيم و خلاف طريقهء آباء و اجداد سلوك نكنيم پس گفت امشب با احتياط باشيد تا فردا ببينيم كه صلاح