تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
استدلال ميتوان كرد بر اولويت و خلافت و امامت حضرت امير المؤمنين عليه السّلام بر غير او از دو وجه چه بموجب النبى اولى بالمؤمنين پيغمبر ما سزاوارتر است بجميع مومنان و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام بدليل انفسنا و انفسكم در مرتبه نفس پيغمبر است پس آنحضرت اولى باشد بجميع مؤمنان در جميع امور كه از جمله آن خلافت و امامتست و نيز در غدير خم حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود الست اولى بكم من انفسكم جمله گفتند بلى يا رسول اللّه فرمود من كنت مولاه فعلى مولاه و ممكنست كه تمسك جويند بقوله اولوا الارحام تا آخر بر خلافت و امامت آن حضرت زيرا كه حق تعالى بعد از قول النبى اولى بالمؤمنين فرمود كه اولوا الارحام بعضهم اولى ببعض فى كتاب اللّه من المؤمنين و المهاجرين يعنى خويشان او بعضى اوليتراند ببعضى و بعد از آن خويشان او را به دو چيز وصف كرده باشد بايمان و هجرت بر تقدير آنكه من بيانى باشد پس اولى بولايت موقوفست بر سه چيز يكى بر قرابة دويم ايمان سيم هجرت و جميع امت دعوى خلافت و امامت در پنج كس كرده‌اند امير المؤمنين و عباس و مخالفان ثلثه اما مخالفان اگرچه مهاجر و مؤمنين بوده‌اند اما قرابت نداشته‌اند اما عباس اگرچه قرابت و ايمان داشت اما مهاجر نبود بلكه طليق بود پس امامت و خلافت مخصوص باشد به حضرت امير المؤمنين و بعد از ذكر ارحام مذكوره تاكيد نبوت حضرت رسالت ميفرمايد بذكر اخذ ميثاق پيغمبر در اين باب ميگويد
وَ إِذْ أَخَذْنا
و ياد كن اى محمد اين را كه چون فرا گرفتيم
مِنَ النَّبِيِّينَ
از جميع پيغمبران
مِيثاقَهُمْ
پيمان ايشان را بر آنكه هر يك از ايشان بشارة دهند به پيغمبرى كه بعد او خواهد آمد و تبليغ رسالت نمايند و بعبادت او دعوت فرمايند و يكدگر را تصديق كنند و امت را نصيحت نمايند و اين ميثاق در روز الست فراگرفتند از پيغمبران
وَ مِنْكَ
و از تو كه محمدى
وَ مِنْ نُوحٍ
و از نوح نجى
وَ إِبْراهِيمَ
و از ابراهيم خليل
وَ مُوسى
و از موسى كليم
وَ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ
و از عيسى پسر مريم كه روح اللّه است تخصيص ذكر اين پيغمبران بعد از تعميم براى آنست كه اولو العزم بودند و از مشاهير ارباب شرايع و تقديم پيغمبر ما بر ايشان جهت تعظيم و تكريم آنحضرت است
وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ
و فراگرفتيم از اين پيغمبران
مِيثاقاً غَلِيظاً
پيمانى محكم و استوار و عظيم الشان و جليل المرتبه پس مراد از غلظ ميثاق عظم ميثاق و جلال‌شان آنست و گويند ميثاق غليظ يمين مغلظه و موكده است بر وفا كردن به آنچه حق تعالى بايشان تحميل كرده بود از اثقال نبوة و تبليغ رسالت و غير آن از اقسام عبادت حاصل كلام كه حق تعالى اخذ ميثاق غليظ نمود از جميع انبيا ( ع )
لِيَسْئَلَ الصَّادِقِينَ