او را كه به عذاب اليم رسنده است
بعد از آن از مآل اهل ايمان خبر ميدهد كه
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا
بدرستى كه آنان كه گرويدهاند به خدا و رسول
وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ
و كردند كارهاى شايسته
لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِيمِ
مر ايشانراست بهشتهاى با نعمت و ناز
خالِدِينَ فِيها
جاويدان باشند در آن
وَعْدَ اللَّهِ
وعده كرده است خداى تعالى وعده كردنى
حَقًّا
درست و راست
وَ هُوَ الْعَزِيزُ
و اوست خداوند غالب كه هيچكس غالب بر او نتواند شد
الْحَكِيمُ
راست كار كه هرچه كند بر وجه حكمت كند
و بعد از وعده و وعيد در بيان قدرت ميفرمايد كه
خَلَقَ السَّماواتِ
بيافريد آسمانها را
بِغَيْرِ عَمَدٍ
بدون ستون بلكه معلق است و امساك آن بقدرت اوست
تَرَوْنَها
در حالتى كه شما مىبينيد آسمانها را
وَ أَلْقى
و بينداخت يعنى وضع كرد
فِي الْأَرْضِ
در زمين بعد از ايجاد آن
رَواسِيَ
كوههاى بلند پايدار استوار
أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ
به جهت كراهت و نخواستن آنكه حركت دهد و مضطرب سازد شما را مرويست كه پيش از خلق كوهها زمين بر روى آب حركت ميكرد مانند كشتى بعد از آن كوهها را بيافريد و ميخ زمين ساخت و لنگر او تا آرام گرفت و در موضح از ضحاك نقل كرده كه حق تعالى نوزده كوه را ميخ زمين كرد تا بر جاى خود بايستاد و از جمله كوه قافست و ابو قبيس و جودى و لبنان و ثبير و طور سينين و غير آن
وَ بَثَّ فِيها
و پراكنده كرد در زمين
مِنْ كُلِّ دابَّةٍ
از هر جنبندهء يعنى انواع حيوانات را در زمين جاى داد و بعد از غيبت بتكلم التفات كرده ميفرمايد
وَ أَنْزَلْنا
و فرو فرستاديم ما نه غير ما
مِنَ السَّماءِ ماءً
از ابر يا آسمان آبى كه بارانست
فَأَنْبَتْنا فِيها
پس رويانيديم در زمين بسبب آن آب
مِنْ كُلِّ زَوْجٍ
از هر صنف گياهى
كَرِيمٍ
نيكو و بسيار منفعت
هذا
اينكه مذكور شد از آسمان و زمين و كوه و حيوان و نبات
خَلْقُ اللَّهِ
آفريده خدايند
فَأَرُونِي
پس بنمائيد به من ايمشركان كه در عالم
ما ذا خَلَقَ
چه چيز را بيافريدند
الَّذِينَ
آنان كه
مِنْ دُونِهِ
بدون ويند از بتان كه ايشانرا شريك خدا ميگوئيد تا مستحق مشاركت او شويد
بَلِ الظَّالِمُونَ
بلكه ستمكاران كه از جادهء شرع درگذشتهاند
فِي ضَلالٍ مُبِينٍ
در گمراهىاند آشكارا كه عاجز را با قادر و مخلوقرا با خالق در پرستش شركت ميدهند
و بعد از بيان توحيد و قدرت حكمت خود در بيان قصهء لقمان و حكمت او مىفرمايد كه
وَ لَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ الْحِكْمَةَ
و بدرستيكه داديم لقمان بن باعور را حكمت كه