او تناقض نيست يا محكم كننده ميان حلال و حرام و شرايع و احكام
هُدىً وَ رَحْمَةً
در حالتى كه اين آيات راه نماينده است به حق و بخششى است از خدا
لِلْمُحْسِنِينَ
مر نيكوكارانرا كه اهل توحيداند پس در صفت ايشان ميفرمايد كه
الَّذِينَ
آنان كه
يُقِيمُونَ الصَّلاةَ
بپاى ميدارند نماز مفروضه را با شرايط و اركان و در اوقات معينه او را ادا ميكنند
وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ
و ميدهند زكات واجبه را
وَ هُمْ
و حال آنكه ايشان
بِالْآخِرَةِ
بسراى ديگر
هُمْ يُوقِنُونَ
ايشانند كه بيگمانند يعنى بعث و جزا را تصديق ميكنند
أُولئِكَ
آنگروه كه موصوفند به اين صفات
عَلى هُدىً
بر راه راستند
مِنْ رَبِّهِمْ
از جانب آفريدگار خود
وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
و آن گروهند رستگاران و فيروزى يافتگان از مقاتل و كلبى مرويست كه نضر بن حارث بطريق تجارت بشام رفت و قصهء رستم و اسفنديار خريده در مجلس قريش بنوعى بر ايشان ميخواند كه همه شيفته و فريفته او ميشدند و لاف ميزد كه اگر محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از قصهء عاد و ثمود و عظمت ملك سليمان و داود خبر ميدهد من از وسعت مملكت و وفور ابهت ملوك عجم خبر مىدهم و سخن ميگويم
حق تعالى اين آيه فرستاد كه
وَ مِنَ النَّاسِ
و از مردمان
مَنْ يَشْتَرِي
كس هست كه ميخرد
لَهْوَ الْحَدِيثِ
سخن ببازى را كه مردمان بسبب شنيدن آن از ما بازمانند يعنى احاديثى كه اصلى ندارد و اساطيرى كه اعتبارى در آن نيست و مضحكه و فضول زبدهء معنى آنست كه سخن فريب دهنده و مشغول سازنده و افسانه بىاعتبار ميخرد و بر مردم ميخواند
لِيُضِلَّ
تا گمراه سازد ايشان را
عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ
از راه خدا يعنى از استماع قرآن و دين اسلام
بِغَيْرِ عِلْمٍ
بىدانشى يعنى علم ندارد به حال آنچيزيكه ميخرد و ببدى عاقبت آن عالم نيست و بحقيقت آن عارف نه
وَ يَتَّخِذَها
و فرا ميگيرد راه خدايرا
هُزُواً
افسوس و سخريه و حفص بنصب ذال ميخواند يعنى تا فراگيرد دين خدايرا بسخرية
أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ
آنگروه مر ايشانراست عذابى خوار كننده كه قتل و غارت در دنيا و عذاب و خزى در عقبى به جهت اهانت ايشان حق را به اختيار باطل بر آن و اكثر مفسران برآنند كه مراد بلهو حديث غناست و اين قول ابن عباس است و ابن مسعود و مروى از ابو جعفر و ابى عبد اللّه و ابى الحسن الرضا عليه السّلام و از مجاهد نيز مرويست كه اين آيه در شان كسانيست كه كنيزان غنا گوينده را خريدندى و مردم را باستماع اصوات و الحان ايشان از شنيدن سخن حق باز داشتندى و ايشان را بر آن داشتندى كه معاشرت كنند با كسى كه ارادهء اسلام كرده تا به جهت