مراد آنست كه مؤمنان اهل علم به اين قول در آنچيزى كنند كه كفار گفته باشند و بر آن سوگند خورده و بعد از آن گويند
فَهذا يَوْمُ الْبَعْثِ
پس اينست روز برانگيختن كه انكار ميكرديد
وَ لكِنَّكُمْ كُنْتُمْ
و ليكن بوديد شما كه از فرط جهل و عدم تفكر و تدبر
لا تَعْلَمُونَ
نميدانستيد كه بعث حق است پس كافران آغاز اعتذار كنند براى تدارك ما فات طلب رجوع كنند به دنيا و اجازت نيابند
كما قال
فَيَوْمَئِذٍ
پس آن روز
لا يَنْفَعُ الَّذِينَ ظَلَمُوا
سود نكند آنانرا كه ستم كردند بر خود بكفر و شرك
مَعْذِرَتُهُمْ
عذرخواهى ايشان
وَ لا هُمْ
و نه ايشان
يُسْتَعْتَبُونَ
خوانده شوند بچيزيكه ازالهء عقاب ايشان كند از توبه و طاعت همچنانكه در دنيا به آن خوانده ميشوند يعنى ايشانرا نگويند كه امروز طلب خشنودى كنيد از او زيرا كه حق تعالى در آن روز از ايشان راضى نشود
وَ لَقَدْ ضَرَبْنا
و هر آينه بيان كرديم
لِلنَّاسِ
براى مردمان
فِي هذَا الْقُرْآنِ
در اين قرآن
مِنْ كُلِّ مَثَلٍ
از هر مثلى كه ايشانرا به كار آيد در بيان توحيد و حشر و نشر و صدق رسل و يا وصف كرديم براى ايشان مر صفت عجيبه را و خوانديم بر ايشان هر قصهء غريبه را تا به آن پند گيرند و مهتدى شوند ليكن به جهت عناد و لجاج اصلا التفات به آن نكردند
وَ لَئِنْ جِئْتَهُمْ
و اگر به يارى تو اى محمد بايشان يعنى بمنكران و معاندان
بِآيَةٍ
آيتى از آيات قرآن و يا معجزهء مقترحه
لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا
هر آينه گويند آنان كه نگرويدهاند از فرط عناد و غاية تمرد و لجاج
إِنْ أَنْتُمْ
نيستيد شما يعنى پيغمبر و مؤمنان
إِلَّا مُبْطِلُونَ
مگر تزوير كنندگان و اتيان نمايندگان بامر باطل و غير واقع پس آنچه ميگوييد در باب ايمان و وقوع حشر و نشر و عقاب همه دروغ است و بر بافته شماست نه اينكه خداى اين را گفته باشد و خبر داده باشد
كَذلِكَ
مثل اين طبع و وضع و مهر خذلان
يَطْبَعُ اللَّهُ
مهر مىنهد خداى
عَلى قُلُوبِ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ
بر دلهاى آنان كه نميدانند يعنى طلب دانش نميكنند مراد آنست كه كسانى كه در طلب دانستن حق نيستند با وجود آيات ظاهره و حجج واضحه بر آن و بر آن مصرند و بر خرافاتى كه به آن اعتقاد كردهاند حق تعالى تخليه ايشان مىكند و در خذلان فروشان ميگذارد و طريق لطف و توفيق از ايشان مسدود ميسازد تا بر وجهى ميرسند كه گوييا مهر بر دل ايشان نهادهاند و شبههء نيست در آنكه جهل مركب مانع ادراك حق است و موجب تكذيب