است
وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ
و بدرستى كه سستترين خانها
لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ
هر آينه خانهء عنكبوت است كه نه سقف دارد و نه ديوار و نه گرما بازدارد و نه سرما و باندك بادى و نفخى كه به آن رسد دريده مىشود
لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ
اگر باشند كافران كه دانند چيزى را هر آينه بدانند كه آن مثليست مماثل دين ايشان بلكه دين ايشان از آن اوهنتر است يعنى چنان كه خانه عنكبوت سست و بىاعتبار است و هيچ فايده بر آن مترتب نميشود دين ايشان نيز خار و بىاعتبار است و از آن نفعى صورت نه بندد بلكه منتج ضرر است كه عقوبت دارين است و يا مراد آنست كه اعتقادى كه ايشان كردهاند و مذهبى كه فراگرفتهاند در وهن و ضعف بخانهء عنكبوت ماند كه باندك بادى دريده و فانى گردد چنان كه باندك دليلى مذهب و معتقد ايشان خراب گردد صاحب بحر الحقايق فرموده كه عنكبوت هر چند كه بر خود مىتند زندان براى نفس خود ميسازد و قيد بر دست و پاى مىنهد پس خانهء او زندان اوست همچنين كسانى كه بدون خدا اوليا گيرند يعنى پرستش هوا و محبت دنيا و متابعة شيطان مىكنند بسلاسل و اغلال و وزر و و بال مقيد گشته روى خلاص ندارند و عاقبت در مهلكه نيران و دركه بعد و حرمان افتاده معذب گردند
إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ
بدرستى كه خداى ميداند
ما يَدْعُونَ
آنچه ميخوانند يعنى ميپرستند
مِنْ دُونِهِ
بجز از خداى
مِنْ شَيْءٍ
از هر چيزى چون بت و ملك و بشر و كوكب
وَ هُوَ الْعَزِيزُ
و اوست غالب در ملك خود و محتاج شريك و انباز نيست
الْحَكِيمُ
محكم كار در جميع افعال پس عقوبة ايشان بر وجه حكمت كند
وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ
و اين مثلها را يعنى مثل مذكور و نظاير آن
نَضْرِبُها لِلنَّاسِ
بيان ميكنيم براى مردمان بجهة معرفت آنها بفسخ آنچه برانند از عبادت اصنام و حسن و معرفت و توحيد
وَ ما يَعْقِلُها
و در نمىيابند صحت و وجه حسن و فايده اين مثال را
إِلَّا الْعالِمُونَ
مگر دانايان كه تدبر كنند در حقايق اشيا على ما ينبغى چه امثال و تشبيهات و دلايل طرقند بمعانى محتجبه تا ابراز آن معانى نمايند و كشف آن كنند و تصوير آن نمايند براى افهام همچنانكه مثل و تشبيه مذكور مبرز و مصور فرقست ميان حال مشرك و حال موحد و اينمعنى مقصور است بر اهل علم و جهال به اين نميرسند و مرويست كه جهله و سفهاى قريش ميگفتند كه خداى محمد مثل مىزند بمگس و عنكبوت و از اين معنى ميخندند و استهزا ميكردند حق تعالى فرمود و ما يعقلها الا العالمون
بعد از آن در بيان الوهيت مطلقه و استحقاق عبوديت خود ميفرمايد كه
خَلَقَ اللَّهُ
آفريد خداى
السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
آسمانها و زمينها را