تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
فِي الْحَياةِ الدُّنْيا
در زندگانى دنيا
ثُمَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ
پس روز قيامت
يَكْفُرُ
كافر شود و بيزارى كند و منكر گردد
بَعْضُكُمْ
بعضى از شما كه متبوعانيد
بِبَعْضٍ
مر بعضى را كه از تابعانيد
وَ يَلْعَنُ بَعْضُكُمْ
و لعنت كند بعضى از شما يعنى پيروان و ارذال
بَعْضاً
برخيرا كه پيشوايان و پيشروان و اشرافند
وَ مَأْواكُمُ النَّارُ
و بازگشت شما همه دوزخ است
وَ ما لَكُمْ
و نيست شما را در آن روز
مِنْ ناصِرِينَ
از ياران و مددكاران كه بسبب ايشان از آتش دوزخ خلاص يابيد از قتاده نقل است كه هر دوستى كه در دنياست در قيامت بعداوت مبدل گردد مگر دوستى متقيان كه در آنجا باقى ماند كقوله تعالى الاخلاء بعضكم لبعض عدو الا المتقين و چون ابراهيم خليل ( ع ) حجت بر قوم لازم ساخت
فَآمَنَ لَهُ لُوطٌ
پس بگرويد و تصديق كرد مر او را لوط كه خواهر زاده او بود و اول كسى كه تصديق وى كرد او بود
وَ قالَ
و گفت ابراهيم مر او را و ساره كه زن و دختر عم او بود و به او گرويده
إِنِّي مُهاجِرٌ
بدرستى كه من هجرت كننده‌ام از اينقوم
إِلى رَبِّي
به آن جا كه پروردگار من امر كرده است مرا
إِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ
بدرستيكه او غالبست و مرا مغلوب دشمنان نسازد و منع ضرر ايشان از من مندفع كند
الْحَكِيمُ
دانا كه امر كردن مرا بمهاجرت نيست مگر محض صلاح من و وفق حكمت و مصلحت پس لوط و ساره با وى اتفاق كرده از كوئى كه سواد كوفه است بحران رفتند و از آنجا بولايت شام درآمدند ابراهيم در فلسطين نزول فرمود و لوط بمؤتفكه رفت كه آن را سدوم گويند و در كشاف آورده كه ابراهيم ( ع ) در وقت هجرت هفتاد و پنج ساله بود و در همين سال خداى تعالى اسمعيل را بوى داد از هاجر كه كنيزك ساره بود چون سن مبارك آنحضرت به صد و دوازده رسيد و بقولى صد و بيست سال حق تعالى از ساره فرزندى بوى بخشيد و او را اسحق نام نهاد چنان كه مىفرمايد
وَ وَهَبْنا لَهُ
و بخشيديم مر او را در كبر سن
إِسْحاقَ
فرزندى اسحق نام
وَ يَعْقُوبَ
و نبيرهء او كه يعقوب بود
وَ جَعَلْنا
و گردانيديم يعنى وضع فرموديم
فِي ذُرِّيَّتِهِ النُّبُوَّةَ
در فرزندان او پيغمبرى را يعنى اسمعيل در بنى اسرائيل
وَ الْكِتابَ
و كتابها را يعنى تورية و انجيل و زبور و فرقان چه حق تعالى بعد از ابراهيم هيچ پيغمبرى مبعوث نساخت مگر از صلب وى كه جميع كتابهاى مذكوره را بر اولاد او منزل ساخت
وَ آتَيْناهُ أَجْرَهُ
و داديم او را مزد هجرت او
فِي الدُّنْيا
در سراى دنيا يا آنكه او را در سن كبر فرزند ارزانى داشتيم از عجوزهء عقيم و يا ذرية طيبه به او عطا كرديم و كتب بايشان كرامة فرموديم و يا او را مقبول خلق و محبوب دلهاى بندگان گردانيديم تا همهء اهل ملل خود را بوى نسبت ميكنند و نسبب را بوى
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 199 | الملا فتح الله الكاشاني / ميرزا ابوالحسن شعرانى / شعرانى