تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِهِ
و بدرستيكه ما فرستاديم نوح را بسوى قوم او
فَلَبِثَ فِيهِمْ
پس درنك كرد در ميان ايشان براى دعوت او به راه حق
أَلْفَ سَنَةٍ
هزار سال
إِلَّا خَمْسِينَ عاماً
مگر پنجاه سال يعنى نهصد و پنجاه سال دعوت ايشان كرد و روايت اشهر آنست كه در چهل سالگى مبعوث شد بر قوم و مدت هفتصد و پنجاه سال خلقان را به خدا دعوت فرمود و بعد از طوفان شصت سال بزيست پس سن مبارك او هزار و پنجاه سال بوده باشد و در احقاف آورده كه عمر او هزار و چهارصد سال بوده و صاحب عين المعانى گفته كه سيصد و هفتاد سال دعوت فرمود و نهصد و پنجاه سال بزيست و بروايت ابن عباس در چهل سالگى مبعوث شد و هزار و پنجاه سال كم پيش از طوفان دعوت كرد و از پس طوفان چندان بزيست كه مردم از تناكح و تناسل او بسيار شدند و ابو جعفر بابويه در كتاب نبوت آورده كه نوح عليه السّلام دو هزار و پانصد سال عمر او بود و چون وقت وفاتش نزديك شد ملك الموت بوقت قبض روح از او پرسيد كه يا شيخ الانبيا دنيا را چگونه يافتى گفت مانند خانه كه بر آن دو در باشد بيك در درآمدم و به ديگرى بيرون شدم القصه نوح در مدت مذكوره شب و روز دعوت فرمود و اصلا قوم او در اين مدت بوى نگرويدند و مقر نشدند
فَأَخَذَهُمُ الطُّوفانُ
پس فرو گرفت آنقوم را طوفان عذاب
وَ هُمْ ظالِمُونَ
در حالتى كه ايشان ستمكار بودند بكفر و در گذشتگان از طريق حق كه اسلام است
فَأَنْجَيْناهُ
پس رهانيديم نوح را
وَ أَصْحابَ السَّفِينَةِ
و ياران كشتى را يعنى هر كه با وى بودند از مومنان و هر چه با وى بودند از انواع جانوران و مرويست كه كسانى كه با وى گرويده بودند هشتاد و گويند هفتاد و هشت كس بودند نصفى مرد و نصفى زن و برواية محمد بن كعب ده بودند پنج مرد و پنج زن و از جملهء ايشان سام و حام و يافث بودند از اولاد نوح و زنان ايشان و برواية ديگر مرويست كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه هشت كس بودند نوح و اهل او و سه پسر وى و سه زن ايشان
وَ جَعَلْناها
و گردانيديم كشتى را يا واقعهء نوح و قصهء ايشان
آيَةً لِلْعالَمِينَ
دلالتى براى عالميان تا بر آن استدلال كنند بر صدق نوح و كفر قوم او و يا پندى كه به آن متعظ شوند و تفصيل قصهء نوح در سورهء هود گذشت و
إِبْراهِيمَ
و فرستاديم ابراهيم خليل را بسوى قوم او
إِذْ قالَ
ياد كن چون گفت
لِقَوْمِهِ
مر گروه خود را كه
اعْبُدُوا اللَّهَ
بپرستيد خدايرا بوحدانيت
وَ اتَّقُوهُ
و بترسيد از عذاب او
ذلِكُمْ
اين عبادت و ترسكارى
خَيْرٌ لَكُمْ
بهتر است مر شما را از آنچه برآنيد از دين و آيين خود
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 195 | الملا فتح الله الكاشاني / ميرزا ابوالحسن شعرانى / شعرانى