تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
مسيب نقل است كه موسى ( ع ) علم كيميا ميدانست ثلث آن را بيوشع بن نون آموخته بود و ثلث ديگر را بكالب بن يوفنا و ثلث ديگر را بقارون و هر يك در صنعت ناتمام بودند قارون ايشانرا بفريفت و آن دو ثلث را از ايشان بياموخت و چون اين صفة به او تمام شد مالى عظيم حاصل كرد بعد از آن حق تعالى از روى تعجب و توبيخ و اغترار و به قوت و كثرت مال خود ميفرمايد كه
أَ وَ لَمْ يَعْلَمْ
آيا ندانست قارون يعنى دانسته چه در تورية خوانده و از مورخان شنيده
أَنَّ اللَّهَ
آنكه خداى
قَدْ أَهْلَكَ
بتحقيق كه هلاك كرده است
مِنْ قَبْلِهِ
پيش از قارون
مِنَ الْقُرُونِ
از اهل روزگارها
مَنْ هُوَ
كسى را كه او
أَشَدُّ مِنْهُ
سخت‌تر بود از قارون
قُوَّةً
از روى توانائى
وَ أَكْثَرُ جَمْعاً
و بيشتر از روى جمع مال مانند قوم عاد و ثمود و ملخص سخن آنست كه چرا قارون بشدة بسطت و كثرت مال مغرور ميگردد و حال آنكه ميداند كه ما كسانى را كه از وى غنى و قوىتر بودند هلاك كرده‌ايم
وَ لا يُسْئَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ
و پرسيده نخواهند شد از گناه خود گناهكاران يعنى مشركان چه ايشانرا بسيما خواهند شناخت كه يعرف المجرمون بسيماهم يا ايشانرا سؤال استعلام نخواهند كرد چه حق تعالى بر آن مطلع است و يا سؤال معاينه نخواهند بود زيرا كه بيحساب بدوزخ خواهند رفت و نظير اينست قوله تعالى فيومئذ لا يسئل عن ذنبه انس و لا جان اما قوله فوربك لنسئلنهم اجمعين مراد از اين سؤال توبيخ است و سؤال استعلام حاصل كه حق تعالى به اين آيه تهديد قارون فرموده به اين كه حق تعالى مطلع است بذنوب جميع مجرمان و احتياج ندارد بسؤال كردن از آن و استعلام از ايشان و او قادر است بر معاقبه همه اشياء
فَخَرَجَ
پس بيرون آمد قارون روز شنبه
عَلى قَوْمِهِ
بر گروه خود
فِي زِينَتِهِ
در آرايش خود بر استر سفيد كه زين زرين داشته نشسته و جامهء ارغوانى در پوشيده و چهار هزار كس با او به همين صفت سوار شده و در كشاف آورده كه نود هزار كس همه جامهاى معصفر داشتند با وى بر نشستند و مردم پيش از آن رنك معصفر نديده بودند و در موضح آورده كه هزار جاريه با وى بودند بر استران سفيد بازين زرين و جامه ارغوانى محلا بذهب و موزهاى سفيد و برواية ديگر جامهاى ايشان و اسبان ديباى احمر بود از جانب راست او سيصد غلام و از جانب چپ او سيصد كنيز با جامهاى محلى و ديبا چون بدين دبدبه بميان قوم درآمد
قالَ الَّذِينَ
گفت آنان كه
يُرِيدُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا
ميخواستند زندگانى دنيا را و بدان راغب بودند از كفار و منافقان و ضعفاى اسلام و نزد مجاهد مؤمنان بودند كه به جهت آرزوى صله و خيرات و مبرات و انفاق بر وجه