چيزى بر كسى نويسى بظلم و من از آن كسان باشم كه ترا يارى داده باشم بظلم
القصه چون موسى قبطى را بكشت
فَأَصْبَحَ فِي الْمَدِينَةِ
پس بامداد كرد در آن شهر
خائِفاً
در حالتى كه ترسان و هراسان بود
يَتَرَقَّبُ
انتظارى برد كه دمبدم كسى او را طلبد و قصاص جويد
فَإِذَا
پس ناگاه
الَّذِي اسْتَنْصَرَهُ
آنكس كه طلب يارى ميكرد از او
بِالْأَمْسِ
ديروز يعنى آن سبطى
يَسْتَصْرِخُهُ
باز طلب فرياد رسى ميكرد از او و از او استغاثه ميطلبيد بر دفع ظلم قبطى ديگر موسى از حادثه ديروز دلتنك و خائف بود روى بوى آورده
قالَ لَهُ مُوسى
گفت او را موسى
إِنَّكَ
بدرستيكه تو
لَغَوِيٌّ
هر آينه گمراه و نوميدى از مطلوب
مُبِينٌ
پيدا و هويداست گمراهى تو و انحراف از صواب كه ديروز آنچنان مخاصمة كردى باز امروز با اين مرد در مقام منازعة درآمده و فتنه انگيزى ميكنى و در راه تحمل و صبر و حسن خلق و ملايمت قدم نميزنى و ترك درشتى و درشت خوئى نميكنى پس مراد غواية او بود در اخلاق نه در دين و يا آنكه مراد وى آن بود كه هر كه بآل فرعون مخاصمت نمايد با وجود كثرت و استيلاى ايشان پس البته كه خايب خواهد بود از حصول مطلوب او از ايشان و عدول نماينده از آنچه مقصود آنست از ايشان
فَلَمَّا أَنْ أَرادَ
پس آنهنگام كه خواست موسى
أَنْ يَبْطِشَ بِالَّذِي هُوَ عَدُوٌّ لَهُما
آنكه بگيرد آنكس كه او دشمن است مر موسى را و بنى اسرائيل را و شر او را از سبطى دفع كند گمان برد كه بر سر او ميرود تا او را نيز بكشد يا بزند
قالَ يا مُوسى
گفت اى موسى
أَ تُرِيدُ
آيا ميخواهى
أَنْ تَقْتُلَنِي
آنكه بكشى مرا
كَما قَتَلْتَ نَفْساً بِالْأَمْسِ
همچنانكه بكشتى نفسى را ديروز
إِنْ تُرِيدُ
نميخواهى از اين فعل
إِلَّا أَنْ تَكُونَ
مگر آنكه باشى
جَبَّاراً
گردنكش نامهربانى كه در خونريزى عاقبت بينى نكنى
فِي الْأَرْضِ
در زمين مصر
وَ ما تُرِيدُ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْمُصْلِحِينَ
و نميخواهى آنكه باشى از اصلاح كنندگان ميان مردمان و دفع كنندگان و مخاصمه بر وجه احسن و موسى اين سخن را شنيده دست كوتاه كرد و چون قبطى ديد كه موسى انكار قول قبطى نكرد دانست كه فاتون خباز را او كشته خبر بفرعون رسانيد فرعون با اركان دولة مشاورت كرده مهم بر قتل موسى قرار گرفت و حزقيل كه مؤمن آل فرعون بود و ابن عم او از اينحال آگاه شده متوجه موسى شد
كما قال
وَ جاءَ رَجُلٌ
و آمد مردى يعنى حزقيل
مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ
از دور تر جاى شهر يعنى از بارگاه فرعون كه بر يك كنار