ميكشت و قابلها را بر حاملها گماشته بود كه اگر پسر متولد شوند بكشند و اگر دختر باشد بگذارند كه مادر موسى حامله شد فرعون را از اين خبر كردند وى زنان را فرستاد تا به بينند چون شكم او را بديدند هيچ اثر حمل نيافتند چه هر كه دست بر شكم او مينهادند كودك بر پشت مادر او رفتى پس بفرعون گفتند كه اثر حمل او پيدا نيست چون حمل او گران شد و وقت وضع نزديك مادر موسى را با يكى از قابلها صداقتى بود او را طلبيد و گفت مرا يارى ده بر اين وضع اگر پسر باشد مخفى دار قابله قبول كرد اما با خود گفت اگر پسر باشد بفرعون خبر دهد چون پسر متولد شد قابله او را گرفت و در روى او نگريست واله جمال او شده محبتى از آن مولود در دل او پديد آمد و گويند نورى از ميان چشمهاى وى بتافت كه چشمهاى قابله را خيره ساخت و محبت او در قلب قابله افتاد با مادر موسى گفت كه قصد آن بودم كه اگر پسر باشد بكشم يا خبر او بفرعون رسانم اكنون محبت او نمىگذارد و اين نور دلالت مىكند كه هلاك قبطيان در دست او باشد او را از فرعون نگهدار كه من امر را فاش نكنم و موكلان را بگويم دخترى مردهء آمد او را در خاك كرديم و شرط آنست كه فرزند ترا هيچكس از اقربا و همسايه نه بيند مادر موسى سه ماه يا بيشتر او را پنهان داشت و نزد بعضى آنست كه بعد از بيرون آمدن قابله جمعى از موكلان خود را در آن خانه افكندند خواهر موسى آن را در خرقه پيچيده برداشت و در تنور نهاد و سر تنور را بپوشيد خالهء موسى از اين بىخبر آتش در تنور نهاد براى نان پختن موكلان فرعون درآمدند و همه موضع خانه را جست و جوى كردند هيچ نشانى از كودك نيافتند و تنور را ديدند كه آتش در آن شعله ميكشيد بازگشتند مادر موسى كه از اين قضيه مطلع شد مضطرب گشته خود را در سر تنور انداخته ديد كه موسى در تنور نشسته و به آتش بازى مىكند و اطراف او آتش فرو گرفته اصلا او را گزند نميرساند خوشحال شد و دانست كه اين ولد موعود است پس در همه وقت در محافظت او كوشيدند و در اخفاى او سعى بليغ كردند اما هميشه ترسان بودند چه فرعونيان بيشتر از پيشتر تجسس مىكردند در اينوقت الهام بمادر موسى رسيد كه موسى را در دريا انداز كما قال اللّه تعالى
وَ أَوْحَيْنا
و وحى كرديم يعنى الهام داديم يعنى در واقعه به او نموديم و علم الهدى رحمه اللّه فرمود كه شايد رسولى را فرستاده باشد از ملائكه و غير آن
إِلى أُمِّ مُوسى
بسوى مادر موسى كه از اولاد لاوى بن يعقوب بود نام او نوخابد بنون در اول و در تيسير يوخابد گفته بياى مثنات در تحت و بر هر تقدير ميفرمايد كه الهام داديم او را
أَنْ أَرْضِعِيهِ
آنكه شيرده او را در خفيه
فَإِذا خِفْتِ عَلَيْهِ
پس چون ترسى برو و