برخيزى
مِنْ مَقامِكَ
از جاى خود يعنى از مجلس حكومت و سليمان تا نصف النهار در مجلس حكم نشستى
وَ إِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ
و بدرستيكه من بر حمل آن تخت هر آينه توانايم
أَمِينٌ
امينم در حفظ آن كه در ذهب و جواهر مر كوزهء آن خيانت نكنم و بامانة به تو رسانم سليمان فرمود كه زودتر از اين ميخواهم
قالَ الَّذِي عِنْدَهُ
گفت آنكسى كه نزديك او بود
عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ
دانشى از كتب منزلة يعنى كتب الهى خوانده بود و اسم اعظم دانستى و آن خضر بود يا ملكى كه دفتر مقادير نزد اوست و بقول اشهر آصف بن برخيا كه وزير خاص سليمان بود پسر خواهر و وليعهد و خليفهء او بود
أَنَا آتِيكَ بِهِ
من بيارم تخت بلقيس را به تو
قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ
پيش از آنكه بازگردد
إِلَيْكَ طَرْفُكَ
بسوى تو چشم تو يعنى چون در چيزى نگرى تا چشم از آن بردارى به جهت حلال نگريستن من تخت را حاضر گردانم سليمان او را دستورى داده وى به سجده افتاد و گفت يا حى يا قيوم كه به زبان عبرى اهيا شراهيا باشد و بقول بعضى يا ذا الجلال و الاكرام و گويند يا الهنا و إله كل شىء الها واحدا لا إله الا انت يا بلفظ اللّه الرحمن بود - ثعلبى كه يكى از راويان اهل سنتست آورده كه عبد اللّه سلام از حضرت رسالة صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پرسيد كه يا رسول اللّه چه كس بود كه تخت بلقيس را از شهر سبا بنزد سليمان آورد فرمود آنكس نبود مگر على ابن أبي طالب عليه السّلام كه به اسمى از اسماء اعظم الهى تخت بلقيس را نزد سليمان حاضر ساخت و آنكه پيغمبر با على گفت يا على تو با پيغمبران سابق بودى بپنهان و با من بآشكارا و اينكه در اخبار بوضوح پيوسته كه آن حضرت در همهء ازمنه بامر الهى بهر صورت كه خواسته متمثل ميشده و امور عجيبه از وى بظهور مى آمده و مؤيد اينست و قصه دشت از جن با سلمان فارسى ( رضا ) از اين مقوله است و لهذا ملقب شده بمظهر العجايب و مظهر الغرايب و بر هر تقدير چون آنكسى كه نزد او اسم اعظم بود به آن دعا كرد تخت بر موضع خود در زمين فرو رفت بيك طرفة العين پيش تخت سليمان از زمين برآمد و در وسيط آورده كه حق تعالى آنجا تخت بلقيس را معدوم ساخت و اينجا كه نزد سليمان بوده موجود گردانيد و برواية ماثوره از ابو عبد اللّه عليه السّلام آنست كه حق تعالى طى ارض فرموده فى الحال تخت را نزد سليمان حاضر گردانيد و گويند ملائكه بسرعة هر چه تمامتر آن تخت را به خدمت سليمان حاضر ساختند و يا باد صرصر بفرمان ملك اكبر باسرع زمان احضار آن نمود
فَلَمَّا رَآهُ
پس آنهنگام كه ديد سليمان آن تخت را به آن عظيمى
مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ
قرار گرفته نزديك او
قالَ
گفت بر وجه اداى شكرگزارى آن
هذا
اين استقرار تخت بلقيس نزد من در مدت چشم زدن من