تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
كه مكر ميكردند در آن موضع و مردمانرا از ايمان باز ميداشتند چنان كه رؤساى قريش در موسم حج در سر راهها مردمان را باز ميداشتند از ايمان و ميگفتند كه محمد ساحر و شاعر و كاهن است تابع او مشويد
وَ ما يَمْكُرُونَ إِلَّا بِأَنْفُسِهِمْ
و مكر نمىكنند كافران مگر با نفسهاى خود چه و بال مكر خود بايشان راجع است
وَ ما يَشْعُرُونَ
و نميدانند كه عقوبت مكر راجع به صاحب مكر است نه به غير كه « و لا يحيق المكر السيىء الّا باهله » - مرويست كه ابو جهل و متابعان او ميگفتند كه ما با بنى عبد مناف در هر مشربى كه دارند شريكيم اكنون ميگويد كه در ميان ما پيغمبريست كه وحى به او فرو مىآيد به خدا كه ما تابع او نشويم مگر كه وحى بما نازل شود حق تعالى از اين خبر داده فرمود كه .
وَ إِذا جاءَتْهُمْ آيَةٌ
و چون بيايد بكفار قريش آيتى از قرآن يا معجزه در اثبات نبوت پيغمبر آخر الزمان
قالُوا لَنْ نُؤْمِنَ
گويند بر وجه عناد و حسد كه ايمان نمىآريم بدان آيات يا معجزه
حَتَّى نُؤْتى مِثْلَ ما أُوتِيَ
تا وقتى كه داده شويم مانند آنچه داده شده‌اند
رُسُلُ اللَّهِ
پيغمبر خدا يعنى وحى و كتاب بما فرود آيد چنانچه بديشان فرو مىآيد حق تعالى رد قول ايشان كرده فرمود كه
اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ
و خدا داناتر است بموضعى كه مىنهد پيغام خود را و حفص رسالات ميخواند يعنى مينهد پيغامهاى خود را و مخصوص ميسازد به آن هر كراميداند كه صلاحيت آن دارد كه محل رسالت و شايسته نبوت باشد
سَيُصِيبُ الَّذِينَ أَجْرَمُوا
زود باشد كه برسد آن كسانى را كه مجرم شدند بكفر
صَغارٌ
خوارى و رسوائى
عِنْدَ اللَّهِ
نزديك خدا
وَ عَذابٌ شَدِيدٌ بِما كانُوا يَمْكُرُونَ
و عذاب سخت بسبب مكر كردن ايشان با مؤمنان و بد سكاليدن در حق ايشان .
فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ
پس هركرا خواهد خدا آنكه راه نمايد او را بمقدمات ايمان بطريق حق شناسا گرداند
يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ
بگشايد دل او را براى قبول اسلام يعنى آن را مستعد ايمان گرداند بوسيلهء اقدار و تمكين و نصب ادله
وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ
و هر كرا خواهد آنكه فرو گذارد او را و از طريق ايمان بگرداند او را به حال خود واگذارد و به جهت عناد و جحود او
يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً
گرداند سينهء او را تنك و سخت بمثابهء كه اصلا سخن حق قبول نكند و از آن امتناع كند
كَأَنَّما يَصَّعَّدُ فِي السَّماءِ
گوئيا بالا ميرود در آسمان يعنى ميگريزد از قبول حق و ميخواهد كه به آسمان رود تا قبول آن نكند و اين غايت تباعد است در گريختن
كَذلِكَ
هم
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 73 | الملا فتح الله الكاشاني / ميرزا ابوالحسن شعرانى / شعرانى