تا بدان سبب انكار حشر و نشر ميكنند
وَ ذَكِّرْ بِهِ أَنْ تُبْسَلَ
و پند ده ايشانرا به قرآن به جهت ترس آنكه تسليم كرده نشود به هلاكت عقوبت يا رسوائى در دنيا و آخرت
نَفْسٌ بِما كَسَبَتْ
نفس هر كافرى بسبب آنچه كرده است از بدىها
لَيْسَ لَها مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيٌّ وَ لا شَفِيعٌ
نيست مر آن نفس گرفتار شده را بجز از خدا دوستى كه مدد او تواند كرد و نه شفاعت كنندهء كه او را از عذاب خلاص تواند داد
وَ إِنْ تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ
و اگر بحسب فرض فدا دهد آن نفس هر فدائى كه باشد تا خود را از عذاب باز خرد
لا يُؤْخَذْ مِنْها
فرا گرفته نشود از او
أُولئِكَ الَّذِينَ أُبْسِلُوا
آنگروه آنكسانند كه سپرده شدهاند به عذاب
بِما كَسَبُوا
بسبب آنچه كردهاند از قبايح افعال و آنچه معتقد آنند از عقايد باطل
لَهُمْ
مر ايشانراست در دوزخ
شَرابٌ مِنْ حَمِيمٍ وَ عَذابٌ أَلِيمٌ
آشاميدنى از آب جوشيده كه درون ايشانرا بسوزاند و عذاب درد آورنده كه بيرون ايشانرا بريان سازد
بِما كانُوا يَكْفُرُونَ
به جهت آنكه ايشان بودند كه كافر ميشدند - در خبر است كه اهل دوزخ سالهاى بسيار از گرسنگى فرياد كنند ايشانرا طعامى بدهند از ضريع كه نوعى از خار است كه در وقت ترى شتر آن را خورد چون آن را خورند تشنگى بر ايشان غالب شود سالهاى بسيار از تشنگى فرياد كنند كاسهء آب بدست ايشان دهند كه از غايت گرمى آن را چون نزديك روى خود برند همه رودهاى ايشان پاره پاره شود و نيز از روى احتجاج و الزام ميفرمايد كه .
قُلْ
بگو اى محمد بر وجه انكار
أَ نَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ
آيا پرستيم ما بجز آن خدا يعنى نميپرستيم
ما لا يَنْفَعُنا وَ لا يَضُرُّنا
آنچه سود نكند اگر طاعتش داريم و زيان نكند اگر او را فرو گذاريم
وَ نُرَدُّ عَلى أَعْقابِنا
آيا باز گرديم بر پاشنهاى خود يعنى مرتد شويم و بكفر رجوع كنيم
بَعْدَ إِذْ هَدانَا اللَّهُ
پس از آنكه راه نموده است ما را باسلام و از ظلمت كفر بنور رسانيده
كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ الشَّياطِينُ
آنهنگام مانند كسى باشيم كه او را راه برده باشد ديو
فِي الْأَرْضِ
در زمين يعنى بيابان دور از راه راست
حَيْرانَ
در حالتى كه سرگردان و گمراه باشد از طريق مستقيم و راه صواب
لَهُ أَصْحابٌ يَدْعُونَهُ
مر او را باشد يارانى و رفيقانى كه خوانند او را
إِلَى الْهُدَى
بسوى راه راست و هدايت نمايند او را بطريق مستقيم و گويند او را
ائْتِنا
بيا بجانب ما مراد آنست