تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
ولد يافث است حاصل كه چون از زمين آب جوشيدن گرفت و از آسمان آب بالا فرود آمدن آغاز كرد حق تعالى خطاب كرد بنوح كه .
وَ قالَ ارْكَبُوا فِيها
و گفت نوح با قوم خود سوار شويد در كشتى و او را مركوب خود سازيد در حالتى كه گوئيد
بِسْمِ اللَّهِ
بنام خداى يعنى نام خدا بريد
مَجْراها وَ مُرْساها
در وقت راندن كشتى و هنگام بازداشتن آن و گويند معنى آنست كه بنام خداى است رفتن و ايستادن كشتى چه در خبر آمده كه چون خواستندى كه كشتى برود بسم اللّه گفتندى روان شدى و چون خواستندى كه ساكن شود هم بسم اللّه گفتندى ساكن شدى پس نوح ايشانرا بر اين وجه تعليم تسميه داد و نيز گفت حق تعالى كه بگو بايشان كه
إِنَّ رَبِّي لَغَفُورٌ رَحِيمٌ
بدرستيكه پروردگار من هر آينه آمرزندهء مؤمنانست مهربان بر ايشان كه از بلاى طوفان ايشان را نجات ميدهد .
وَ هِيَ تَجْرِي بِهِمْ فِي مَوْجٍ
و كشتى ميبرد ايشانرا در ميان موجها كه از غايت عظمت
كَالْجِبالِ
مانند كوهها بودند يعنى در حين طوفان هر موجهء از آن مانند كوه بود در بلندى و بزرگى و مشهور آنست كه كشتى نوح از بالاى همهء كوههاى بلند پانزده گز و بروايتى چهل گز برآمده بود و تا يك سال كشتى بر روى آب سير ميكرد
وَ نادى نُوحٌ ابْنَهُ
و آواز داد نوح پسر خود را يعنى كنعان
وَ كانَ فِي مَعْزِلٍ
و او بر كرانهء كشتى دور ايستاده و پدر او را مسلمان ميدانست پس در اول طوفان از روى شفقت به او گفت
يا بُنَيَّ ارْكَبْ مَعَنا وَ لا تَكُنْ مَعَ الْكافِرِينَ
اى پسرك من سوار شو در كشتى با ما و مباش با ناگرويدگان تا غرق نشوى و مرويست كه آن پسر منافق بود با پدر اظهار اسلام كردى و با كافران در كيش ايشان متفق بردى و نزد بعضى آنست كه نوح ميدانست كه او كافر است پس او را گفت اى پسر اسلام آور و با ما در كشتى نشين و با كافران مباش يعنى در كيش ايشان تا غرق نشوى .
قالَ
گفت در جواب پدر
سَآوِي إِلى جَبَلٍ
زود باشد كه بازگردم و پناه برم بسوى كوهيكه از غايت بلندى
يَعْصِمُنِي مِنَ الْماءِ
نگهدارد مرا از غرق شدن در آب
قالَ
گفت نوح
لا عاصِمَ الْيَوْمَ
نگاهدارندهء نيست امروز كه منع كند و بازدارد چيزى
مِنْ أَمْرِ اللَّهِ
از عذاب خداى
إِلَّا مَنْ رَحِمَ
مگر آنكسى كه مىبخشد يعنى خداى كه ميبخشد و بخشايش عادت اوست در اثناى گفتگوى ميان پدر و پسر طوفان اشتداد يافت
وَ حالَ بَيْنَهُمَا الْمَوْجُ فَكانَ مِنَ الْمُغْرَقِينَ
و حايل شد ميان پدر و پسر موج طوفان پس