تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
لذت آن را
ثُمَّ نَزَعْناها مِنْهُ
پس بازداريم آن را ازو
إِنَّهُ لَيَؤُسٌ
بدرستى كه او بسيار نااميد است از فضل الهى از جهت بيصبرى و عدم اعتماد بر كرم پادشاهى
كَفُورٌ
بسيار ناسپاس در نعمت گذشته يعنى آدمى پيوسته ناسپاس و نااميد است و اين هر دو صفت را از دست نميدهد .
وَ لَئِنْ أَذَقْناهُ نَعْماءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ
و اگر بچشانيم او را بر وجه مصلحت نيكوئى چون صحت و توانگرى پس از سختى كه به او رسيده باشد چون فقر و بيمارى
لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئاتُ عَنِّي
هر آينه گويد برفت بديها يعنى مصائب و مكاره كه مرا بد ميآمد دور شد از من
إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ
بدرستيكه آدمى هر آينه بسيار شادمانست بنعمت و مغرور به آن نازنده و فخر كننده بر مردمان و فخر و فرح او را غافل ساخته از شكر نعمت آن .
إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ
مگر آنان كه شكيبائى نمودند در محنت و بلا و به قضا رضا دادند و كردند عملهاى نيكو يعنى بوسيله اداى واجبات و مندوبات و اجتناب از مقبحات وظايف شكر بتقديم رسانيدند در نعمت و رخا
أُولئِكَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ كَبِيرٌ
آنگروه كه بصفت صبر و شكر موصوفند مر ايشان راست آمرزش گناهان و مزد بزرگ كه نعم جنانست و كمال تقرب به حضرت منان - آورده‌اند كه كفار عرب از روى تعصب و عناد اقتراح آيات از حضرت سيد كائنات صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ميكردند و بكلام كريم قرآنى استهزاء مينمودند و از جملهء اقتراحات ايشان آن بود كه چرا گنجى به تو ندادند يا فرشتهء را بتصديق تو نفرستادند حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از عدم قبول دعوت و استهزاء و سخريه ايشان دلتنگ ميشد حق تعالى براى تحريص آنحضرت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر اداى رسالت و عدم مبالات او برد و انكار ايشان فرمود .
فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَ
پس شايد كه تو ترك كننده باشى مراد نهى است يعنى ترك مكن برخى از آنچه وحى كرده شده است به تو يعنى از آنچه مخالف راى مشركانست از سب الهه و عيب بتان ايشان به جهت مخالفت رد ايشان و استهزاى ايشان به آن
وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ
و تنگست باظهار آن سينه تو
أَنْ يَقُولُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ
از ترس آنكه گويند چرا فرستاده نشده است بر او گنجى كه نفقه كند بر مردمان و بسبب آن تابع او شوند همچنانكه فعل پادشاهانست
أَوْ جاءَ مَعَهُ مَلَكٌ
يا چرا نيامد به او فرشتهء به جهت گواهى بر نبوت او يعنى بسبب اين مقالات از اداى رسالت باز نمان و باكى از گفتار اينان مدار
إِنَّما أَنْتَ نَذِيرٌ
بدرستيكه تو بيم كنندهء و بر تو همين انذار است و تو در آن تقصير نميمانى پس چرا از رد و انكار ايشان تنگدل بايد شد