تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
عداوت حبيب من و يا روى از حق گردانيده ميل كنند بكفر مراد آنست كه دشمنى پيغمبر را در درون دل ميگيرند
لِيَسْتَخْفُوا مِنْهُ
تا پنهان دارند از خداى سر خود را و رسول و مؤمنان را بدان مطلع نگردانند عياشى باسناد خود از ابو جعفر عليه السّلام روايت كرده كه جابر بن عبد اللّه گفت كه چون مشركان رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را ديدندى از غايت نفاق سر در پيش افكندندى و جامه در سر كشيدندى و روى پوشيدندى تا پيغمبر را نبينند و پيغمبر ايشان را نبيند حق تعالى فرمود كه ايشان منعطف ميشوند بر كفر و نفاق و عداوت پيغمبر تا آن را از خدا بپوشانند
أَلا حِينَ
بدانيد كه آن هنگام كه ايشان
يَسْتَغْشُونَ ثِيابَهُمْ
در سر كشند جامه‌هاى خود را و بر فراش خود جاى گيرند
يَعْلَمُ ما يُسِرُّونَ وَ ما يُعْلِنُونَ
خداى ميداند آنچه در سينها پنهان ميكنند و ميداند آنچه آشكارا ميكنند بزبانها و سر و علانيهء ايشان نسبت بعلم او يكسانست پس چگونه اخفا ميكنند بر او آنچه ميترسند كه آشكارا شود
إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ
بدرستيكه او سبحانه دانا است باسرارى كه در سينها است .
وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ
و نيست هيچ جنبندهء در زمين مرا جميع حيواناتند
إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُها
مگر كه بر خداى است روزى دادن آن را يعنى بر او واجبست كه روزى را بايشان رساند و اگر ترك آن كند خلاف حكمت او باشد و او حكيمست بخلاف حكمت كار نميكند
وَ يَعْلَمُ مُسْتَقَرَّها وَ مُسْتَوْدَعَها
و ميداند قرارگاه حيوانات را در حين حيوت و زندگى و آرامگاه او را از ممات در كشاف گفته كه مستقر مسكن و مأواى حيواناتست از زمين و آب و هوا و مستوردع قرار ايشان قبل از آن استقرار چون صلب و رحم و بيضه
كُلٌّ فِي كِتابٍ مُبِينٍ
همهء آنچه ياد كرده شد از دواب و ارزاق مستقر و مستودع ايشان مسطور است در كتاب روشن كه لوح محفوظ است .
وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ
و اوست آنخداونديكه آفريد آسمانها و زمينها را و آنچه در اوست در شش روز از ايام دنيا كه اول آن يكشنبه بود و آخر آن جمعه با آنكه قادر بود كه در يك لحظه همه را ايجاد كند اما به جهت تعليم بندگان تا در كارها تعجيل نكنند بتانى خلق فرمود
وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ
و بود پيش از آفريدن زمين و آسمان عرش او بر آب يعنى قبل از خلق سماوات و ارض در زير عرش مخلوقى نبود غير از آب و گويند كه عرش بر آب بود و آب بر باد - در بعضى تفسير آمده كه حق تعالى در مبدء آفرينش ياقوتى سبز بيافريد و به نظر هيبت در او نگريست آنجوهر آب شد پس باد را آفريد و آب را بر بالاى آن بداشت و عرش را بر