او و اكثر ايشان به او كافر شدند
إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ
بدرستى كه پروردگار تو حكم مىكند ميان ايشان در روز رستخيز
فِيما كانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ
در آنچه بودند كه از روى عناد در آن اختلاف ميكردند در حكم تورية يا امر پيغمبر و حكم او در آن روز ميان ايشان بتميز محق باشد از مبطل و نجات مؤمنان و تعذيب كافران بعد از آن در بيان صحت امر محمد ميفرمايد كه .
فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ مِمَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ
پس اگر هستى تو در شك و گمان بر سبيل فرض و تقدير از آنچه ما فرستاديم بر تو از قصص
فَسْئَلِ الَّذِينَ يَقْرَؤُنَ الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكَ
پس بپرس از آنان كه ميخوانند كتاب را مراد جنس كتب است پيش از تو يعنى از اهل كتاب چه اين محققست نزد ايشان و ثابت در كتب ايشان مراد تحقيق اين است و گواه خواستن به آنچه در كتاب متقدمه است و اشعار بر آنكه قرآن مصدق آن چيزى است كه در آن كتب است نه آنكه مراد امكان وقوع شك باشد از آن حضرت و لهذا فرموده كه لا شك و لا اسئل يعنى در حقيقت اين شك ندارم و نميپرسم و گويند خطاب بحضرتست و مراد امت است و در زاد المسير گفته كه آن بمعنى نفى است يعنى تو در شك نيستى اما براى زيادتى بصيرت سؤال كن از اهل كتاب مانند قول ابراهيم كه گفت و لكن ليطمئن قلبى
لَقَدْ جاءَكَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ
بدرستى كه آمد به تو بيان درست و راست از آفريدگار تو
فَلا تَكُونَنَّ مِنَ المُمْتَرِينَ
پس مباش از شك آورندگان و اصح اقوال آنست كه در امثال اين صورت خطاب متوجه حضرت است اما مخاطب غير اوست چه آن حضرت معصوم و محفوظ است از شك و شبهات بر آنچه برو منزل شده و از اين قبيل است اين خطاب ديگر كه .
وَ لا تَكُونَنَّ مِنَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ
و مباش از كسانى كه تكذيب كردند آيتهاى خداى را كه قرآنست
فَتَكُونَ مِنَ الْخاسِرِينَ
پس باشى اگر تكذيب كنى از زيانكاران و گويند كه امثال اين از براى آنست كه كفار قطع طمع كنند از آنكه حضرت بايشان ميل كند .
إِنَّ الَّذِينَ حَقَّتْ عَلَيْهِمْ كَلِمَتُ رَبِّكَ
بدرستى كه آنان كه واجب شده است بهر ايشان سخن پروردگار تو يعنى قولى كه در لوح محفوظ نوشته شده كه ايشان بر كفر ميرند و يا در دوزخ مخلد باشند ملئكه را بدان خبر داده و گويند كلمه اين است كه لأملأن جهنم من النّاس و لا ابالى يعنى قسم بذات خود كه دوزخ را پر سازم از آدميان و هيچ از آن باك ندارم و بر هر تقدير ميفرمايد كه علم ازلى تعلق گرفته بعدم ايمان ايشان پس ايشان
لا يُؤْمِنُونَ
ايمان نيارند پس اى