تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
ميبرد
حَتَّى إِذا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ
تا آنكه چون دريافت او را غرق شدن و دانست كه هلاك خواهد شد
قالَ آمَنْتُ
گفت بر وجه التجاء و ياس كه ايمان آوردم و بگرويدم
أَنَّهُ
به آنكه شان اينست كه
لا إِلهَ إِلَّا الَّذِي
نيست هيچ معبودى مستحق عبوديت مگر آنخدائيكه بدعوت موسى
آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرائِيلَ
گرويده‌اند به دو بنى اسرائيل
وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ
و من از جمله گردن نهادگانم حكم او را - در مدارك آورده كه فرعون اينمعنى را سه نوبت بسه عبارت تكرار كرد از غايت حرصى كه بر قبول آن داشت و به جهت فوت وقت كه آن بيرون رفتن زمان تكليف بود مقبول نشد چه در وقت تكليف مرة واحدة كافى باشد و بعد از آنكه فرعون اين سخن گفت حق تعالى فرمود و اصح آنست كه جبرئيل عليه السّلام پارهء گل برداشت و بر دهن فرعون زد و گفت بر وجه انكار ايمان او كه .
آلْآنَ
آيا اكنون كه اختيار نمانده ايمان ميآرى
وَ قَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَ كُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ
و حال آنكه تو نافرمانى كردى پيش از اين و فرمان پيغمبر من نشنيدى و بودى از جمله گمراهان و گمراه‌كنندگان در تفسير أبو الفتوح و مجمع و غير هما مذكور است كه در اول حال كه حق تعالى موسى عليه السّلام را امر كرد كه بنى اسرائيل را از زمين مصر بيرون برد موسى ايشانرا از اين صورت خبر داد و ايشان حلى و جواهر قبطيان ببهانه آنكه عروسى داريم بستدند و در شب بر خاستند و از شهر بيرون آمدند حق تعالى شب را دراز گردانيد و خواب را بر قبطيان انداخت تا هيچ كس از رفتن ايشان خبر نيافتند و بنى اسرائيل ششصد و بيست هزار مرد بودند غير از هفتاد ساله و بيست ساله و آنشب در اكثر سراى قبطيان دو كودك و سه كودك مردند و به جهت مشغولى بدفن و عزا كس بكس نميپرداخت و از بنى اسرائيل ياد نكردند تا شب درآمد بخفتند روز ديگر برخاستند و انتظار بنى اسرائيل ميكشيدند تا بر عادت خود بيايند و هر يك بخدمتيكه نامزد ايشانست مشغول شوند كسى پيدا نشده متعجب شدند و در سراهاى ايشان رفتند هيچكس را از ايشان نيافتند فرعون را بدينصورت مطلع گردانيدند برآشفت و همه لشگر خود را جمع كرده با ششصد هزار از پى ايشان برگرفت و روان شد و از محمد بن كعب روايت است كه در لشگر او صد هزار اسب سياه بود غير از رنگهاى ديگر و آن جماعت از خواص فرعون بودند چه شعار فرعون آن بود كه جامه سياه پوشيدى و بر اسب سياه نشستى و اين صدهزار مرد با جامه‌هاى سياه و اسبان سياه و رايتهاى سياه بودند چون بنى اسرائيل بكنار درياى قلزم رسيدند مقدمهء لشكر فرعون كه هفتصدهزار مود بودند در عقب خود مشاهده كردند هر يكى بر اسبى تازى نشسته و خودى بر سر نهاده و حربه بدست گرفته چون قوم موسى