و علو مقامات بشارت يابند و وظايف حمد و ثناى الهى بجا آورده ختم كلام بكلمهء تسبيح و حمد كنند و هر آينه لذت تسبيح و تحميد ايشان را از جميع لذتهاى بهشت خوشتر آيد بيت
ذوق نامش عاشق مشتاق را * از بهشت جاودانى خوشتر است
و مرويست كه چون مرغى بر بالاى ايشان پرواز كند آرزوى گوشت آن كرده گويند « سبحانك اللّهمّ » پرها از آن مرغ جدا شده بريان شود و پيش دست ايشان افتد و چون آن را تناول كنند گويند الحمد للّه ربّ العالمين در حال استخوانهاى مرغ گوشت پيدا كرده بپرواز در آيد همچنانكه اول بار بوده از مجاهد نقل است كه معنى يهديهم ربّهم كه در اين آيه واقع شده اين است كه راه نمايد خدا ايشان را بنور ايمان تا بر صراط بگذرند و در خبر است كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم جبرئيل را گفت چگونه بر صراط بگذرند جبرئيل متوجه آسمان شده باز آمد و گفت حق تعالى تو را سلام مىرساند كه تو بر صراط بنور من بگذرى و على بنور تو بگذرد و امت بنور على گذر كنند نور امت تو از على است و نور على از نور تو و نور تو از نور من و ببهشت من در آيند و هر چه آرزو كنند در آن بايشان دهم آوردهاند كه كفار بنزول عذاب استعجال مينمودند اين آيه آمد كه .
وَ لَوْ يُعَجِّلُ اللَّهُ لِلنَّاسِ
و اگر تعجيل كند خدا بر مردمان
الشَّرَّ
باجابت دعاى بد
اسْتِعْجالَهُمْ بِالْخَيْرِ
همچنانكه شتافتن ايشان بدعاى خير
لَقُضِيَ إِلَيْهِمْ
هر آينه رانده و گذارده شود بسوى ايشان
أَجَلُهُمْ
اجل ايشان و هلاك شوند يعنى اگر ما دعاى بد ايشان را به زودى اجابت كنيم چنانچه دعاى خير ايشان را مستجاب ميگردانيم ايشان زود هلاك شوند
فَنَذَرُ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا
پس ميگذاريم آنان را كه اميد ندارند به رسيدن به عذاب و ثواب ما يعنى بر وجه عناد بحشر و متعلقات آن نميگروند
فِي طُغْيانِهِمْ
در بىراهى خودشان يعنى بطريق استدراج مهلت ميدهيم ايشانرا تا در ضلالت
يَعْمَهُونَ
سرگردان ميروند و به حق راه نمىيابند بعد از آن خبر ميدهد از قلت صبر آدمى بر ضرر و شدائد و ميفرمايد كه .
وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا
و چون برسد بآدمى سختى و رنجى مراد جميع كفارند يا وليد بن مغيره يا اكثر آدميان و بر هر تقدير چون ضرر بوى رسد بخواند ما را باخلاص تمام براى خلاصى از آلام
لِجَنْبِهِ
وقتى كه تكيه كرده باشد به پهلوى خود يعنى صاحب فراموش بود از آن رنج
أَوْ قاعِداً
يا نشسته
أَوْ قائِماً
يا ايستاده يعنى در جميع احوال و حالات
فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ
پس چون ببريم و برداريم از او رنج و مضرت او را
مَرَّ
برود بر همان راهى كه بوده بر كفر و بر آن مستمر شود و يا بگذرد از موقف دعا و ديگر به آن