سورة يونس
مكية مائة و تسع عشرة آية ابى بن كعب از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرده كه هر كه قرائت كند اين سوره را بعدد هر كس كه تصديق بيونس عليه السّلام كرده و بعدد هر كه تكذيب او نموده و بعدد هر كه با فرعون غرق شده ده حسنه براى وى بنويسند و از ابو عبد اللّه صلوات اللّه عليه مرويست كه هر كه تلاوت سورهء يونس كند در هر دو ماه يا سه ماه از جاهلان نباشد و در قيامت از مقربان درگاه عزت باشد
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
الر
بمعنى انا اللّه الرّحمن است يعنى منم خداى بخشاينده يا منم كه ميبينم جميع احوال بندگانرا
تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ الْحَكِيمِ
اين سوره آيتهاى قرآنست كه مشتمل است بر حكمت و يا محكم و متقن كه در وى تناقض و اختلاف نيست يا آنكه هرگز رقم نسخ بر وى كشيده نشود يا كسى بر تغيير آن قادر نبود مرويست كه چون بناى اساس نبوت محمدى تاكيد يافت و حضرت عزت عز شأنه او را برسالت اختصاص داد صناديد قريش از روى انكار گفتند عجب است كه خدا رسولى كه جنس آدميان باشد بعالميان فرستد و يتيم أبي طالب را اختيار كند حق تعالى رد انكار ايشان كرده فرمود كه .
أَ كانَ لِلنَّاسِ عَجَباً
آيا هست مردمان را تعجبى و شگفتى
أَنْ أَوْحَيْنا إِلى رَجُلٍ مِنْهُمْ
آنكه وحى كرديم بسوى مردى كه از قبيله ايشانست و تعجب ايشان در اين از فرط حمق و قصور نظر ايشان بود و امور آجله چه اعتقاد ايشان آن بود كه مزيت فضيلت و مرتبه و شأن مرد بكثرت مال و جاه دنيويست و آن حضرت را كه از عظماى خود كمتر ميدانستند به جهت قلت مال بود و چون حكمت الهى مقتضى حقير داشتن حطام دنيويه است از اين جهت اكثر پيغمبران كه مبعوث شدهاند متصف بصفت فقر بودهاند تا ببندگان نمايد كه مال دنيا را دخلى نيست در مزيت مرتبة و كفار از فرط جهالت اينرا نمييافتند و تعجب ميكردند حق تعالى از روى انكار و تعجب فرمود كه آيا تعجب ميكنند اينكه ما وحى كردهايم به مردى كه از اصل و نسب ايشان است مضمون وحى
أَنْ أَنْذِرِ النَّاسَ وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا
آنست كه بيم كن مردمان را از عقوبت الهى و مژده ده آنانرا كه گرويدهاند
أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ
به آنكه مر ايشانراست پيش رو نيك
عِنْدَ رَبِّهِمْ
نزد پروردگار ايشان و آن سابقه ازلى است و نعيم جنت كه حق تعالى به آن وعده داده است مؤمنان را مرويست كه حضرت را از قدم صدق پرسيدند فرمود آن شفاعت من است كه به آن متوسل شويد