تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
ابراهيم عليه السّلام براى عمش بيان مىكند بقوله .
وَ ما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِيمَ لِأَبِيهِ
و نبود آمرزش خواستن ابراهيم براى پدر خود آذر كه در تربيت و محافظت وى در حين طفوليت بمنزلهء پدر بود
إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ
مگر براى وفا كردن وعده كه در وقت مناظره
وَعَدَها إِيَّاهُ
وعده كرده بود مر پدر خود را كه زود باشد كه براى تو از خدا طلب مغفرت كنم در ينابيع آورده كه آذر وعده داده بود ابراهيم را كه ايمان خواهم آورد مراد به استغفار ابراهيم آنست كه گفت من طلب مغفرت ميكنم براى تو وقتى كه بگروى به خدا
فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ
پس آنهنگام كه روشن گشت مر او را
أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ
كه آذر دشمن است مر خداى را يعنى بر كفر نمرود و يا بوحى او را معلوم شد كه وى ايمان نيارد و بر كفر بميرد
تَبَرَّأَ مِنْهُ
تبرا كرد از او و قطع استغفار فرمود
إِنَّ إِبْراهِيمَ لَأَوَّاهٌ
بدرستيكه ابراهيم بسيار آه كننده بود و اين كنايه است از رقت قلب و كثرت ترحم و فرط شفقت او
حَلِيمٌ
بردبار و صبور بود بر اذيت تا بحديكه آذر ميگفت
لَأَرْجُمَنَّكَ
من تو را سنگسار كنم در جواب ميگفت ساستغفر لك من از براى تو استغفار خواهم كرد گفته‌اند اواه آنكس است كه چون ذكر آتش دوزخ كنند آه كند و گفته‌اند اواه آنست كه بآواز بلند بذكر خدا و قرآن مشغول باشد و در اثناى آن بسيار آه كند در خبر است كه ابراهيم عليه السّلام بسيار گفتى كه آه از آتش پيش از آنكه آه سود ندارد و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام نيز بسيار فرمودى كه آه از كمى توشه و درازى سفر آخرت و بروايت منقوله اواه بمعنى دعاست يعنى بسيار دعا كننده منقولست كه چون حق تعالى نهى فرمود اهل اسلام را از آنكه براى كافران استغفار كنند آنان كه قبل از نهى به استغفار براى كفار ارتكاب نموده بودند نزد حضرت پيغمبر آمده گفتيد يا رسول اللّه پس حال ما چگونه باشد كه از سر جهالت براى كفار استغفار كرده‌ايم آيه نازلشد كه .
وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُضِلَّ قَوْماً
و نيست خدا و در حكمت او جايز نيست كه قومى را تباه و ضايع گرداند يعنى اسم ضلالت را بر ايشان نهد و ايشان را بر استغفار براى كفار قبل از نهى مؤاخذه فرمايد
بَعْدَ إِذْ هَداهُمْ
بعد از آنكه راه نمود ايشانرا باسلام وحى بهدايت ايشان كرد
حَتَّى يُبَيِّنَ لَهُمْ
تا وقتى كه روشن گرداند براى ايشان
ما يَتَّقُونَ
آنچه واجب است كه از آن پرهيز كنند و گفته‌اند كه در شان جمعى است كه قبل از تحويل قبله درگذشتند و يا پيش از تحريم خمر ساغر اجل نوشيدند پس معنى آنست كه بر ايشان از آن كارها گرفت نيست
إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ
بدرستيكه خداى تعالى به همه چيز از احوال اول و آخر
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 265 | الملا فتح الله الكاشاني / ميرزا ابوالحسن شعرانى / شعرانى