تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
و قصد كردند به آنچه نيافتند و مقصود ايشان اخراج رسول بود و مهاجران از مدينه تا كه تاج عزت بر سر ابن ابى نهند و او را بپادشاهى بردارند و نزد بعضى اينها اصحاب عقبه‌اند كه قصد كشتن پيغمبر داشتند چنان كه گذشت
وَ ما نَقَمُوا
و كينه نداشتند با مؤمنان
إِلَّا أَنْ أَغْناهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِ
مگر آنان كه بىنياز كرد خدا ايشان را و فرستادهء او را از تفضيل و تكريم خود يعنى اهل مدينه محتاج و تنگ معيشت بودند چون قدم مبارك آن حضرت آنجا رسيد ببركت آن حضرت غنائم بسيار بدست ايشان در آمده توانگر شدند پس موجب عداوت نيافتند مگر آن را كه مستغنى شدند و در مثل گويند كه از شر آنكس بترس كه با او احسان كرده باشى و گويند جلاس مولائى داشت او را كشتند حضرت امر كرد تا دوازده هزار درهم ديه به او دادند پس به جهت اين مستغنى شد پيغمبر اينجا بر سبيل تعرض ميفرمايد كه سبب اين كينه و دشمنى نيست مگر آن توانگرى
فَإِنْ يَتُوبُوا يَكُ خَيْراً لَهُمْ
پس اگر توبه كنند از نفاق باشد آن بازگشت بهتر مر ايشان را
وَ إِنْ يَتَوَلَّوْا
و اگر برگردند از توبه و مصر باشند بر نفاق
يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ
عذاب كند خدا ايشان را
عَذاباً أَلِيماً
عذابى دردناك
فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ
در دنيا بكشتن و در آخرت بسوختن
وَ ما لَهُمْ فِي الْأَرْضِ
و نيست ايشان را در زمين
مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ
هيچ دوستى و موالى امرى و نه يارى و مددكارى كه عذاب از ايشان بازدارد منقول است كه جلاس بعد از نزول اين آيه توبه كرد و از جمله مخلصان امت شد آورده‌اند كه ثعلبه بن خاطب الانصارى مشهور بود بزهادت و عبادت روزى بملازمت حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمده از فقر و فاقه شكايت كرد و التماس كرد از آن حضرت كه از حق تعالى در خواهد تا او را توانگر گرداند چندانكه حضرت او را پند داد كه از اينمدعا درگذر كه عاقبت غنى در مظنه خطر است و به آنچه دارى بدان قناعت كن كه بر اندك شكر كردن بهتر از بسيارى كه شكر آن را بجاى نيارند سودمند نيفتاد روزى چند برفت و باز آمد و همان استدعا كرد و گفت يا رسول اللّه من عهد كردم با خدا كه حقوق آن را باهل استحقاق رسانم و به آن رعايت صلهء رحم كنم و چون مبالغه او به حد اطناب رسيد رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود بار خدايا ثعلبه را مالى بده بر وجه دلخواه او تير دعاى خواجه كاينات بهدف اجابت رسيد حق تعالى بر اندك گوسفندى كه به آن قناعت كردى بركت كرد تا به حدى كه در حوالى مدينه گوسفندان او را جاى نماند روى بباديه آورد و به جهت تعهد حال آن از اقامت نماز پنجگانه با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم محروم ماند و جز روز جمعه نتوانست كه بمدينه آيد و نماز بگذارد و آخر الامر از آن وادى بالاتر رفته