و خوشنودى از نزديك خداى مؤمنان را بزرگتر است از جنّات عدن و انواع نعمتهاى آن زيرا كه مبدء جميع سعادات و منشأ تمام كرامات رضاى حضرت عزتست و مؤدى به نيل قرب وصال ببارگاه ذو الجلال و محققان راه و عارفان آگاه در گاه و بيگاه را جز رضاى حضرت اللّه مطلوبى نيست مرويست كه چون اهل بهشت در بهشت قرار گيرند حق تعالى بايشان خطاب كند كه يا اهل الجنة ايشان گويند كه لبيك ربنا و سعديك و الخير في يديك پس فرمايد كه خوشنود شديد گويند چرا خشنود نباشيم كه بما عطا فرمودهء آنچيزيرا كه بهيچيك از خلق خود عطا نكردهء حق تعالى فرمايد من بدهم بشما فاضلتر و بهتر از اين عطاها بهشتيان گويند آن چه تواند بود كه از اين فاضلتر باشد خطاب رسد كه فرود آرم بر شما خوشنودى خود را و هرگز بر شما خشم نگيرم پس از اينحديث معلوم مىشود كه نعمتى از رضوان الهى فاضلتر نيست
ذلِكَ
اين رضوان با جميع نعم بهشت
هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ
آن رستگاريست كه بزرگ است و دنيا و ما فيها در جنب آن در نهايت استحقار است بعد از اين بجهاد امر ميفرمايد كه .
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ
اى پيغمبر برگزيده و بلند مرتبه
جاهِدِ الْكُفَّارَ
جهاد كن با كافران بشمشير
وَ الْمُنافِقِينَ
و با منافقان بالزام حجت و اقامهء حد بر ايشان
وَ اغْلُظْ عَلَيْهِمْ
و درشت باش بر ايشان و روى ترش كن در جهاد و محابا مكن با ايشان
وَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ
و بازگشت ايشان همه بدوزخ است
وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ
و بد بازگشتى است دوزخ مرويست كه رسول در سايه حجره نشسته بود صحابه را گفت همين ساعت مردى نزد شما آيد و به چشم شيطان در شما نگرد چون بيايد با او هيچ مگوئيد در ساعت مردى بيامد ازرق چشم رسول او را بخواند و گفت تو و اصحاب تو چرا دشنام ميدهيد وى اصحاب خود را جمع كرده آنها را نزد حضرت آورد همه سوگند خوردند كه ما دشنام ندادهايم آيه آمد كه .
يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ ما قالُوا
سوگند ميخورند به خدا كه نگفتهاند آن سخن را
وَ لَقَدْ قالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ
و بتحقيق كه گفتهاند كلمه كفر كه دشنام دادن است به پيغمبر و قول مشهور آنست كه آيه در باره جلاسن بن سويدا آمد كه بوقت تهيهء غزوه تبوك با بعضى بر درازگوش سوار شده از جانب قبايل بمدينه آمد براى تنفير مردم از آن سفر و گفت اگر آنچه محمد ميگويد آورده حق باشد من از اين درازگوش كه سوارم بدتر باشم اين سخن را زن مصعب به حضرت رسانيد وى را طلبيد انكار كرد و با اصحاب خود سوگند خورد كه نگفتهام حق تعالى فرمود ايشان سوگند ميخورند بدروغ كه نگفتهايم كلمه كفر را و حال آنكه گفتهاند
وَ كَفَرُوا بَعْدَ إِسْلامِهِمْ
و كفر را ظاهر ساختند بعد از اظهار اسلام
وَ هَمُّوا بِما لَمْ يَنالُوا