طعام آوردى القصه كفار در همان شب به خانه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمدند امير المؤمنين بر جاى او خفته ديدند به او گفتند كه صاحب تو كجاست امير فرمود كه نميدانم و چون روز شد بطلب آنحضرت از مكه بيرون آمدند و سراقة بن مالك كه پىگيرى عظيم بود همراه خود بردند سراقه پى آنحضرت گرفته مىآمدند تا بدر غار رسيدند پى ناپديد شد گفت پى تا به اين جاست و بغار نرفته زيرا كه خانه عنكبوت بر جاى خود است و دريده نشده و آشيانه كبوتر و تخم او نيز بجاى خود است يا به آسمان رفته يا به زمين فرو رفته پس كفار بسبب آن علامات كه دلالت ميكرد بر خالى بودن آن مقام از سيد انام متعرض غار نشدند و چون ابو بكر در غار كفار را بديد و مضطرب شد و بسيار ترسان شد و گفت يا رسول اللّه اگر مشركان يكى در زير قدم خود نگاه كند ما را بيند حضرت فرمود مترس كه خدا نگذارد كه دشمنان بر ما ظفر يابند و حق تعالى از اينحال خبر ميدهد كه
إِذْ يَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ
چون گفت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مر يار خود را اندوه مخور
إِنَّ اللَّهَ مَعَنا
بدرستى كه خدا با ماست نصرت ما دهد بر دشمنان و ما را نگهدارد از شر ايشان مرويست كه يكى از كفار محاذى غار بنشست تا اراقه كند رسول ص روى از او بگردانيد و به ابو بكر گفت ديدى ما را نميبينند اگر ما را ديدندى در مقابل ما كشف عورت نكردندى پس دست بمناجات برداشت و گفت بار خدايا چشمهاى ايشان را كور كن حق تعالى چشمهاى ايشان را كور گردانيد از ديدن پيغمبر تا آنكه در همهء كوه گرديدند و رخنهاى كوه را تجسس كردند و در غار نرفتند
فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ
پس فرو فرستاد خدا رحمت خود را كه سبب آرامش دلست
عَلَيْهِ
بر رسول تا متيقن شده از صميم قلب بدانست كه كفار به دو ظفر نيابند
وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ
و قوت داد پيغمبر خود را بلشكرهاى ملئكه كه شما
لَمْ تَرَوْها
نديديد ايشان را يعنى فرشتگان را فرستاد تا در غار پاسبانى او كردند و مخالفين مىگويند كه ضمير سكينه راجع بابو بكر است زيرا كه او مضطرب و ترسان بود و اينقولى است بعيد و خلاف زيرا كه همه ضماير ما قبل و ما بعد راجع به حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است بلاخلاف و آن ضمير فقد نصره اللّه و الا تنصروه و اذ اخرجه و لصاحبه و ايده است پس چگونه در ميان آن ضماير ضمير عايد به غير او باشد و مؤيد اين است آيه كريمه ثم انزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين كه در اينسوره واقع شده و در سوره فتح وارد گشته
وَ جَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا
و گردانيد خدا كلمه آنها كه كافر شدند
السُّفْلى
فروتر يعنى دعوت كفر كه از ايشان صادر مىشد خوار و بيمقدار ساخت
وَ كَلِمَةُ اللَّهِ