تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
و كلمهء خدا كه دعوت اسلام يا توحيد يا كلمهء شهاده
هِيَ الْعُلْيا
آن بلندتر و رفيع قدرت است مراد آنست كه حق تعالى رسول را از دست كفار خلاص داد و بمدينه رسانيد چه اين مبدأ قوت اسلام بود و مذلت اهل شرك يا بملائكه قوت پيغمبر خود داد در مواطن حرب و به جهت اين اسلام قوى گشت و شرك ضعيف شد
وَ اللَّهُ عَزِيزٌ
و خدا غالب است كه عزيز گرداند اهل توحيد را
حَكِيمٌ
داناست خوار سازد اهل شرك را مقصود از ايراد قصه غار در اثناى امر بغزوه تبوك آنست كه بيان اين كند كه اگر شما اى كاره جهاد يارى نكنيد پيغمبر مرا من او را يارى كنم چنان كه در آن محل كه با او يك كس بيش نبود و تمام صناديد قريش به قصد او برخاسته بودند من يارى او كردم و از ميان دشمنانش بيرون آوردم پس كليد نصرت بقبضه قدرت من است بعد از آن با بلغ وجه مؤمنان را بجهاد مىفرمايد كه .
انْفِرُوا خِفافاً وَ ثِقالًا
بيرون رويد بغزوهء تبوك در حالتى كه سبكبار باشيد و گرانبار مفسران را در خفاف و ثقال اقوالست حاصلش آنست كه يا مراد سوارانند يا پيادگان يا تن درستان يا پيران و جوانان يا درويشان و توانگران يا بيسلاح و با سلاح يا منفردان و خدمتكاران يا با نشاط به قصد مثوبت و بىنشاط به جهت تحمل مشقت مرويست كه جمعى ببهانه ضايع شدن و پريشانى كارهاى دنيوى داعيه كردند كه بغزوه تبوك نروند حق تعالى عذر ايشان را قبول نفرمود و امر كرد كه همه بيرون رويد خواه آنان كه سبكيد از بار مال و منال و خواه آنان كه گرانيد باحمال و اثقال
وَ جاهِدُوا بِأَمْوالِكُمْ
و جهاد كنيد در راه خدا بمالهاى خود كه تهيه اسباب زاد و سلاح كنيد
وَ أَنْفُسِكُمْ
و بنفسهاى خود كه مباشر كارزار گرديد
فِي سَبِيلِ اللَّهِ
در راه خدا
ذلِكُمْ
اين بيرون رفتن و محاربه كردن
خَيْرٌ لَكُمْ
بهتر است مر شما را از ترك جهاد
إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ
اگر هستيد كه ميدانيد فعل خير را يا عارفيد به ثواب جهاد و عقاب تخلف و چون حق تعالى مردمان را بغزوهء تبوك امر نمود ايشان سه فرقه شدند جمعى مسارعت نمودند و فرمان را بسمع اجابت شنودند و آنها اكابر مهاجر و انصار بودند و بعضى ضعفاى مؤمنان را گران آمد اما فرمان خدا و حكم رسول را بر هواى نفس اختيار كردند و برخى دستورى اقامت و تخلف طلبيدند و آنها منافقان بودند و در شان ايشان نازل شد كه .
لَوْ كانَ عَرَضاً
اگر بودى آنچه تو ايشان را بدان دعوت ميكنى مال بىثبات دنيا
قَرِيباً
نزديك بفرا گرفتن بدون مشقت
وَ سَفَراً قاصِداً
و سفرى ميانه يعنى آسان و نزديك نه دور و با مشقت
لَاتَّبَعُوكَ
هر آينه پيروى تو ميكردند بطمع مال
وَ لكِنْ بَعُدَتْ عَلَيْهِمُ الشُّقَّةُ
و ليكن دور شد بر ايشان مسافتى