تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
فَما مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا فِي الْآخِرَةِ
پس نيست برخوردارى زندگانى دنيا در جنب سراى آخرت و نعيم آن
إِلَّا قَلِيلٌ
مگر اندك محقر و هيچ عاقل بزرگتر را از دست ندهد براى خردتر چه متاع دنيا فانى و معيوبست و نعيم آن جهان باقى و مرغوبست پس چرا كسى دولت باقى را گذارد و بنعمتهاى فانى سر فرود آرد بعد از آن از روى تهديد ميفرمايد كه .
إِلَّا تَنْفِرُوا
اگر بيرون نرويد بحربى كه شما به آن مأمور شده‌ايد
يُعَذِّبْكُمْ عَذاباً أَلِيماً
عذاب كند شما را عذابى دردناك يا آنكه دشمن را بر شما ظفر دهد و يا بسبب قحطى و تنگى شما را هلاك كند
وَ يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ
و بدل كند شما را بقومى غير شما كه فرمان برند چون اهل يمن و فارس
وَ لا تَضُرُّوهُ شَيْئاً
و زيان نتوانيد رسانيد چيزى مر خداى را يعنى به جهت كاهلى در نصرت دين او قدحى نتوانيد كرد چه او غنى مطلقست و بىنياز از همه پس رسول خويش را بنصرت شما در پناه خود نگه دارد
وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ
و خدا بر همه چيز از تغيير و تبديل و اسباب نصرت بدون مدد و غير آن
قَدِيرٌ
تواناست كما قال .
إِلَّا تَنْصُرُوهُ
اگر نصرت ندهيد پيغمبر او را زود باشد كه خدا او را يارى دهد در زمان آينده و او را فرونگذارد همچنانكه در زمان گذشته فرو نگذاشت
فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ
پس بدرستيكه نصرة داد او را خدا
إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا
وقتى كه بيرون كردند او را كافران يعنى قصد اخراج و قتل او كردند از مكه و حق تعالى او را دستورى خروج داد
ثانِيَ اثْنَيْنِ
در حالى كه دويم او بود يعنى با او نبود مگر ابو بكر
إِذْ هُما فِي الْغارِ
در حالى كه او و ابو بكر در غار ثور بودند و آن غاريست كه بر اعلاى جبل ثور اطحل است در جانب يمين مكه بمسير ساعتى از ساعات و در آن وقت كسى در آنجا نميرسيد و شبانان و اهل صحرا در آن نزول نميكردند پس پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شب پنجشنبه در شهر مكه امير المؤمنين صلوات اللّه عليه را بجاى خود بخوابانيد و خود برفاقت ابو بكر بيرون آمده در همان شب بدان غار متوجه شد و شب در آنجا بروز آورد حق تعالى در آنشب درخت خار مغيلان بر در غار برويانيد و جفتى كبوتر وحشى را امر كرد تا پايين در غار آشيانه كردند و تخم بنهادند و عنكبوتى را الهام داد تا در غار تنيد مجاهد گويد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سه شبانه روز در غار بماند و عامر بن فهد گوسفندى چند داشت بر در غار راندى و ايشان از شير گوسفندان خوردندى و قتاده گفته عبد الرحمن در خفيه بامداد و شبانگاه آمدى و براى ايشان