كه دوستى را در غير محلش وضع كردهاند چه دوستى با مؤمنان بايد و با مشركان نشايد چون اين آيه نازلشد متخلفان از هجرت گفتند حالا ما در ميان قبايل و عشاير خوديم و بمعاملات و تجارات مشغول شده اوقات ميگذرانيم چون عزيمت هجرت كنيم بضرورت ترك پدر و فرزند بايد كرد پس تجارت از دست برود و ما بيكس و بىمال بمانيم آيه ديگر آمد كه .
قُلْ
بگو ايمحمد تاركان مهاجرت را
إِنْ كانَ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ وَ إِخْوانُكُمْ
اگر هستند پدران شما و فرزندان شما و برادران شما
وَ أَزْواجُكُمْ وَ عَشِيرَتُكُمْ
و زنان شما و خويشان شما
وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها
و اموالها كه كسب كردهايد آن را
وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها
و بازرگانى كه ميترسيد از ناروائى بدان
وَ مَساكِنُ
و مسكنهائى كه از غايت نزهت و آراستگى
تَرْضَوْنَها
مىپسنديد آن را
أَحَبَّ إِلَيْكُمْ
دوست تر بسوى شما پس اگر اينها كه مذكور شدند بدوستى اختيارى نه طبيعى كه در تحت تكليف داخل نيست دوستتر ميداريد
مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ
از خدا و رسول او
وَ جِهادٍ فِي سَبِيلِهِ
و از جهاد كردن در راه او
فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ
پس انتظار بريد و چشم داريد تا بيارد خدا عقوبت خود را در دنيا و عقبا كه امر بان كند
وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ
و خدا راه نمينمايد گروه بيرون رفتگان را از حد فرمان يعنى ايشان را به جهت عناد و تقليد و انكار با وجود مشاهده آيات داله بر حقيت دين اسلام فرو ميگذارد و نظر لطف و توفيق از ايشان بازميگيرد و يا آنكه ايشان را در آخر راه بهشت ننمايد بلكه بدوزخ درآورد و به عذاب ابدى معذب سازد از اين رائحه نااميدى اكثر مردم از رستگارى استشمام ميتوان كرد چه اكثر مردم در اين مقامند كه دين خود را از اموال و ازواج و عشاير و مساكن دوستتر ميدارند و حظ دنيوى را اختيار ميكنند پس اى عزيز مرد بايد كه ابراهيموار روى از دو كون بگرداند مال را بذل مهمان و فرزند را قصد قربان و خود را فداى آتش سوزان كند يعنى قطع تعلق از اين و آن نموده من جميع الوجوه روى بمولى كند تا در دعوى دوستى صادق باشد بيت
آنكس كه تو را شناخت خود را چكند * فرزند و عيال و خانمان را چكند
و بعد از امر مؤمنان بقتال نصرت خود را به ياد ايشان ميآورد و در اين مواضع متعدده ميفرمايد .
لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ
بدرستيكه يارى كرد خدا شما را اى مؤمنان
فِي مَواطِنَ كَثِيرَةٍ
در مواضع روز