و هجرت نمودند
وَ جاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ
و جهاد كردند در راه خدا و اطاعت او نمودند
وَ الَّذِينَ آوَوْا وَ نَصَرُوا
و آنان كه بعد از تصديق جاى دادند اهل هجرت را و يارى كردند پيغمبر را در قتال مشركان
أُولئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا
آنگروه ايشانند گرويدگان براستى و درستى
لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَرِيمٌ
مر ايشان راست آمرزش از خدا و روزى نيكو بىنقص و رنج و فوت .
وَ الَّذِينَ آمَنُوا
و آنان كه ايمان آوردند
مِنْ بَعْدُ
از پس حديبيه
وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا مَعَكُمْ
و هجرت و جهاد نمودند با شما در كارزار با كفار
فَأُولئِكَ مِنْكُمْ
پس آنگروه از شمااند كه مهاجر انصارند يعنى سابقان و لاحقان در ايمان و هجرت و جهاد
وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ
و خداوند خويشىها برخى از ايشان سزاوارترند ببرخى در ميراث گرفتن از برخى كه ميان ايشان مواخات شده باشد از مهاجر انصار
فِي كِتابِ اللَّهِ
در حكم خدا يا در لوح محفوظ يا در قرآن اين آيه ناسخ اينجماعت است كه بسبب هجرت و نصرت ميراث ميگرفتند
إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ
بدرستيكه خدا به همه چيزها از ميراث دادن بحكمت و اعتبار نسبت هجرت و نصرت و اعتبار قرابات
عَلِيمٌ
داناست بجميع مصالح بندگان .
سورة التوبة
مائة و ثلاثون آية مكية اين سوره را نامهاى متعدد است يكى برائه كه بمعنى بيزاريست از كفر و نفاق دوم توبه زيرا كه متضمن تكرار توبهء مؤمنانست سوم فاضحه بمعنى فضيحت كنندهء اهل نفاق چهارم مخزيه يعنى رسوا كنندهء ايشان پنجم مقشقشه يعنى پاك كننده از نفاق ششم سورة العذاب زيرا كه در آن بحث عذاب كفار مىكند هفتم مبعثره يعنى ويران كننده و زير و زبر سازنده منافقان و كافران هشتم مشرده يعنى رانندهء ايشان نهم مثيرة يعنى برانگيزاننده حال ايشان دهم حافره يعنى بكوه فرو برنده و پست و زبون كنندهء ايشان يازدهم منكلته يعنى عقوبت كنندهء ايشان بقبيحترين وجهى دوازدهم مدمدمه يعنى هلاك سازنده ايشان سيزدهم منفره يعنى رماننده ايشان چهاردهم بحوث يعنى بحث كننده از احوال ايشان ابى بن كعب از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرده كه هر كه سوره انفال و برائه قرائت كند من شفيع او باشم و مرويست كه اين سوره را هفتاد هزار فرشته با جبرئيل به حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نازل ساختند از ابى عبد اللّه عليه السّلام روايت است كه انفال و برائة يك سوره است و از اينجا است كه در اول برائه بسم اللّه نيست و گويند كه چون بسم اللّه از براى امان و رحمت است و برائه براى رفع امان و بيزارى خداى تعالى از ايشان از اينجهت در اول آن بسم اللّه واقع نشده و باجماع امة