آنست كه اسلام آرند يا ايشان را بكشيد و يا از ايشان اخذ فديه كنيد و در احد مقرر كنيد تا مقاتله كنيم ايشان اخذ فديه را اختيار كردند و روز ديگر رسول را ديدند دلتنگ نشسته و بسيار غضبناك گشته ابو بكر گويد كه از وى استفسار اينمعنى نمودم فرمود كه به جهت طمع تو و اصحاب تو در اخذ فديه عذاب خدا چنان بايشان نزديك شده بود كه اين درخت بما و بنزديك ما درختى بود چون حق تعالى اين آيه فرستاد كه .
ما كانَ لِنَبِيٍّ
نسزد و نشايد هيچ پيغمبر را
أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرى
كه باشد مر او را اسيران كه از ايشان فدا گيرد
حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ
تا آنكه بسيار بكشند از ايشان در زمين چه اين صورت سبب قلت و مذلت كفار و موجب عزت اسلام و ظهور شوكت مؤمنانست
تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيا
ميخواهيد شما مال دنيا را كه عرض سريع الزوال است مراد اخذ فديه است
وَ اللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ
و خدا ميخواهد براى شما ثواب آخرت را كه بهشت ابدى است و ثواب جاودانى و خوارى دشمنان پر كين
وَ اللَّهُ عَزِيزٌ
و خدا غالب است كه دوستان را بر دشمنان ظفر دهد
حَكِيمٌ
داناست به آنچه با بندگان از كشتن و منع از فدا در وقت شوكت مشركان و تخير ميان فدا و امن در وقت مؤمنان .
لَوْ لا كِتابٌ مِنَ اللَّهِ
اگر نه حكمى و فرمانى ميبود از خدا
سَبَقَ
كه پيشى گرفته شده بود اثبات آن در لوح محفوظ كه بىنهى صريح عقوبت نفرمايد يا اصحاب بدر را عذاب نكند
لَمَسَّكُمْ
هر آينه ميرسيد بشما
فِيما أَخَذْتُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ
در آنچه گرفتيد از فدا عذابى بزرگ در كنز العرفان آورده كه بعد از تخير پيغمبر در اخذ فديه و قتل اصحاب طمع در فديه كرده از سر قتل ايشان در گذشتند اكثر فدا چهار هزار درهم بود و كمترين هزار درهم و از صادق عليه السّلام مرويست كه فدا چهل اوقيه بود مگر عباس كه فداى او صد اوقيه بود و اوقيه چهل مثقال است و مروى است كه در وقتى كه عباس را اسير كردند بيست اوقيه طلا از او گرفتند رسول فرمود كه اين غنيمت است پس بايد كه فداى نفس خود بدهد عباس گفت ايمحمد روا ميدارى كه عم تو درويش وار پيش خويش و بيگانه دست بيرون كند و گدائى كند من اين همه مال كجا آورم حضرت فرمود كه كو آن بدرهاى زر كه در وقت بيرون آمدن تو از مكه بزن خود ام الفضل دادى بر سبيل امانت و به او گفتى كه نميدانم مرا در اين سفر چه پيش آيد اگر حادثه به من رسد اين بدرها از تو باشد و پسران من عبد اللّه و عبيد اللّه و قثم را اين و اين بود عباس گفت مر اينسخن را بام الفضل نهفته گفته بودم و به خدا كه هيچكس بر آن مطلع نبود و اين بدرها را در شب بام الفضل دادم و تو را كه از اين خبر كرد فرمود آفريدگار من آن را به من پيغام فرستاد عباس گفت « انا اشهد ان لا إله الا اللّه