تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
است بر اهل عناد و انكار بر وجهى كه هيچكس از ايشان را طاقت عتاب او نباشد مروى است از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه در هيچ روز شيطان چنان ذليل و خوار نبود كه در روز بدر چون در نگريد جبرئيل عليه السّلام را ديد كه در پيش فرشتگان مىآمد و در روز عرفه نيز دليل مىشود چه آن روزيست كه رحمت بيقياس بر بندگان گناهكار امت نازل مىشود .
إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ
ياد كن اين را نيز كه چون گفتند منافقان مدينه
وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ
و آنان كه در دلهاى ايشان بود بيمارى كفر و نفاق يعنى منافقان مكه و بيمارى كفر و رسوخ آن و اصح آنست كه قومى از قريش اظهار اسلام كرده با وجود قدرت بهجرت در مكه توقف كردند و در وقت خروج قريش با ايشان ببدر آمدند و چون مؤمنان را در بدر مشاهده كردند گفتند
غَرَّ هؤُلاءِ دِينُهُمْ
فريفته است اينگروه مؤمنان را دين ايشان كه با وجود قلت و عدم سلاح در برابر چنين لشگرى آراسته آمده‌اند حق تعالى در جواب ايشان فرمود كه
وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ
و هر كه توكل كند بر خدا و كار خود را به او باز گذارد
فَإِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ
پس بدرستى كه خدا غالب است بر همه پس متوكل را فرونگذارد
حَكِيمٌ
حكم كرده كه اهل توكل را فرونگذارد و يارى دهد مروى است كه چون منافقان مذكوره كثرت مشركان و قلت مؤمنان بديدند روى بقتال مؤمنان آوردند در وقتى كه در ميان معركه افتادند فرشتگان تازيانه بر پشت و روى ايشان زدند و همه را هلاك كردند حق تعالى رسول خود را از اين خبر داد كه .
وَ لَوْ تَرى
و اگر ميديدى تو ايمحمد حال كفار را
إِذْ يَتَوَفَّى الَّذِينَ كَفَرُوا الْمَلائِكَةُ
چون قبض ميكردند ارواح آنان را كه كافر شدند فرشتگان كه اعوان ملك الموت بودند در حرب بدر
يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ
ميزدند عمودهاى آتشين بر رويهاى ايشان
وَ أَدْبارَهُمْ
و بر پشتهاى ايشان از ابن عباس نقل است كه مشركان چون روى به مسلمانان كردند فرشتگان تيغ بر روى ايشان زدندى و چون پشت بهزيمت دادندى بايشان رسيده گرزها و تازيانها بر ايشان زدندى
وَ ذُوقُوا
و ميگفتند كه بچشيد اى اهل شرك و نفاق
عَذابَ الْحَرِيقِ
عذاب سوزان را كه مقدمه عذاب دوزخست .
ذلِكَ بِما قَدَّمَتْ
اين ضرب تازيانه بر شما بسبب آن عملهاست كه از پيش فرستاده بودند
أَيْدِيكُمْ
دستهاى شما از شرك و ساير معاصى كه از جملهء آن ترك هجرت بود از مكه
وَ أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ
و بسبب آن است كه نيست خدا