تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ
به آنچه هستيد كه كفر ميورزيد به اعتقاد و هم به عمل .
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ
بدرستى كه آنان كه كافرند نفقه ميكنند مالهاى خود را
لِيَصُدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ
تا باز دارند مردمان را از راه خدا كه متابعت رسول است آورده‌اند كه بعد از خروج كفار قريش از مكه بعزيمت بدر دوازده كس از اشراف عرب چون ابو جهل و عتبه و شيبه مقرر كردند كه هر يكى روزى لشگر را طعام دهند پس هر يكى از ايشان ده شتر يا نه شتر در روز ميكشتند و ايشان را بحرب ترغيب ميكردند حق تعالى اين آيه را در بارهء ايشان نازل ساخت و گويند رؤساى قريش پنجاه هزار مثقال طلا خرج لشگر كردند و بحرب احد رفتند اين آيه آمد كه
فَسَيُنْفِقُونَها
پس زود باشد كه نفقه كنند تمام مالهاى خود را
ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً
پس باشد آن نفقه بر ايشان پشيمانى و غم چه مال رفته باشد و مقصود حاصل نشده
ثُمَّ يُغْلَبُونَ
پس مغلوب گردند در آخر كار كه روز فتح مكه بود اين آيه از دلائل اعجاز قرآنست كه خبر داد از چيزى پيش از وقوع آن
وَ الَّذِينَ كَفَرُوا
و آنان كه ثابت باشند بر كفر
إِلى جَهَنَّمَ يُحْشَرُونَ
بسوى دوزخ حشر كرده و رانده شوند .
لِيَمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ
مغلوب شدن كافران جهة آنست كه جدا گرداند خدا ناپاك را كه كافر است
مِنَ الطَّيِّبِ
از پاك كه مؤمن است
وَ يَجْعَلَ الْخَبِيثَ
و جمع كند و ضم كند كافران پليد را
بَعْضَهُ عَلى بَعْضٍ
برخى را بر برخى
فَيَرْكُمَهُ جَمِيعاً
پس برهم افكند كافر را بر كافر در حالتى كه مجتمع باشند و هيچكس از ايشان نماند و يا ضم كند بكافر آنچه نفقه كرده باشد كه موجب زيادتى عذاب ايشان شود
فَيَجْعَلَهُ فِي جَهَنَّمَ
پس در آرد آنها را همه در دوزخ
أُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ
آن گروه خبيث آنانند ايشانند زيانكاران در نفس و مال چه مال را در باختند و بدوزخ شتافتند .
قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا
بگو براى آنان كه كافر شدند يعنى در بارهء أبو سفيان و اتباع او كه
إِنْ يَنْتَهُوا
اگر باز ايستند از كفر و عدوات رسول خدا بوسيله دخول در اسلام
يُغْفَرْ لَهُمْ ما قَدْ سَلَفَ
آمرزيده شود براى ايشان آنچه گذشته يعنى صادر شده از ايشان گناهان
وَ إِنْ يَعُودُوا
و اگر باز گردند بدشمنى و كارزار با پيغمبر
فَقَدْ مَضَتْ سُنَّتُ الْأَوَّلِينَ
پس بدرستى كه گذشته است سنّت الهى و عادت ربانى در بارهء پيشينيان كه بر پيغمبر لشگركشى كردند