تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
مسلمانان گشتند و قتلى كه بر آن حضرت و اصحاب او اراده كرده بودند بر ايشان واقع شد
وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ
و خدا بهترين جزا دهندهء مكر كنندگانست و از فرط عناد ايشان خبر ميدهد كه .
وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا
و چون خوانده شود بر ايشان آيتهاى كتاب ما
قالُوا قَدْ سَمِعْنا
گويند بدرستيكه ما شنيديم اينكلام را يعنى مثل اين را از مردمان روزگار ميشنويم و اين به جهت آن گفتند كه نضر بن حارث لعنة اللّه عليه بتجارت رفته بود ببلاد فارس و قصه رستم و اسفنديار بخريد و به زبان عربى كرده به مكه آورد و گفت افسانه شيرينى آورده‌ام كه شيرين تر از افسانه‌هاست كه محمد بر ما ميخواند حق تعالى از عناد و اتباع او خبر داد كه چون آيات قرآن ميشنوند ميگويند كه مانند اين شنيده‌ايم
لَوْ نَشاءُ لَقُلْنا مِثْلَ هذا
اگر خواهيم بگوئيم مانند اين
إِنْ هذا إِلَّا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ
نيست اين مكر قصه‌ها و نوشته‌هاى پيشينيان و من نيز اين قصه دارم و اين غايت مكابره و عناد ايشان بود زيرا كه در وقتى كه پيغمبر ايشان را گفت يك سوره مثل اين بياريد ايشان از آن عاجز شدند و نتوانستند و اگر ميدانستند البته مثل آن را يا قريب به آن ميآوردند تا الزام آنحضرت كنند و با او معارضه كنند و اگر عجز ايشان در آوردن مثل آن دامنگير ايشان نميشد با وجود تكبر ايشان با معدودى چند كه نزد ايشان حقير مينمودند مقاتله نميكردند و تعب و رنج خروجى از مكه و مشقت محاربه بر خود نمىنهادند و بمعارضهء مذكوره اين ننك و عار و مشقت را از خود دفع مى كردند مروى است كه عثمان بن مطعون اينسخن را از نضر بشنيد ويرا گفت از خدا بترس و اين نوع سخنان مگوى چه محمد بر حق است و آنچه ميگويد صدق گفت من نيز حق ميگويم گفت محمد ميگويد لا إله الا إله جواب داد كه من نيز ميگويم لا إله الا اللّه و ليكن به آن آ ضم ميكنم كه هؤلاء بنات اللّه يعنى فرشتگان دختران خدايند و چون پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم استماع اين قول كرد فرمود اى نضر واى بر تو اينكلام خداى است منزل از نزد اللّه نضر در مقابله اين سخن حضرت بر وجه اظهار يقين ببطلان قرآن گفت بار خدايا اگر سخن محمد حق است سنگى بر سر من افكن و مرا هلاك كن حق تعالى از اين خبر ميدهد .
وَ إِذْ قالُوا اللَّهُمَّ
و ياد كن آن را كه گفت نضر و تابعان او كه با او متفق بودند كه بار خدايا
إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ
اگر هست اين قرآن راست و درست فرود آمده
مِنْ عِنْدِكَ
از نزد تو
فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ
پس بباران بر ما سنگى از آسمان همچنانكه بر اصحاب فيل بارانيدى
أَوِ ائْتِنا بِعَذابٍ أَلِيمٍ
يا بيار بر ما عذابى دردناك