تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
مسلمانان قسمت ميكردند و بعد از آن ميفرمايد كه خمس را بمستحقان آن رسانند
إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ
اگر هستيد شما از روى تحقيق ايمان آورده به خدا
وَ ما أَنْزَلْنا
و به آنچه فرو فرستاديم از آيات قرآن و نزول ملائكه و غير آن
عَلى عَبْدِنا
بر بنده ما كه محمد است
يَوْمَ الْفُرْقانِ
در روز بدر كه جدا شدن حق از باطل در آن واقع شد
يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ
در روز كه بهم رسيدند گروه مسلمانان و كافران و آن روز جمعه بود هفدهم ماه رمضان در سنهء ثانيه از هجرت از حضرت صادق عليه السّلام مروى است كه نزول آيه خمس در نوزدهم ماه رمضان بود
وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ
و خدا بر همه چيز
قَدِيرٌ
تواناست لا جرم مردم اندك بر لشگر بسيار غالب ميسازد از ابى عبد اللّه عليه السّلام مرويست كه حق تعالى حرام گردانيد بر ما صدقه را يعنى زكات مفروضه را و خمس را براى ما انزال فرمود پس صدقه بر ما حرامست و خمس بر ما حلال بعد از آن بيان نصرت اهل اسلام مىكند در بدر بقوله .
إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيا
ياد كنيد آن را كه بوديد شما بكنار واديى كه نزديكتر بود بمدينه و آن ريگستانى بود كه در آن پا به زمين فرو ميرفت و آب نداشتيد
وَ هُمْ
و ايشان يعنى كافران كه دشمنان شما بودند
بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوى
بكنار واديى كه دور تر بود از مدينه و زمين ايشان محكم بود و بر آب قادر بودند چه بر كنار چشمه فرود آمده بودند
وَ الرَّكْبُ
و سواران كاروان يعنى سواران و اصحاب او
أَسْفَلَ مِنْكُمْ
زيرتر از مكان شما بودند مقدار سه فرسخ چه ايشان در بدر از راه منصرف شده به طرف ساحل عزيمت نمودند
وَ لَوْ تَواعَدْتُمْ
و اگر وعدهء قتال ميكرديد با كفار قريش كه در عدوهء قصوى بودند و حال ايشان را در كثرت رجال و بسيارى سلاح ميدانستيد
لَاخْتَلَفْتُمْ فِي الْمِيعادِ
هر آينه اختلاف ميكرديد در وعدهء خود از خوف ايشان چه شما اندك بوديد و بىسلاح و ايشان بسيار بودند مسلح و مكمل
وَ لكِنْ
و ليكن خدا جمع كرد ميان شما و ايشان در بدر
لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْراً كانَ مَفْعُولًا
تا حكم كند خدا كارى را كه آن بود كرده شده يعنى كائن و ثابت در علم او و سزاوار به آنكه كرده شود و آن نصرت اولياست و قهر اعدا و اعزاز دين اسلام و اذلال كيش كفر
لِيَهْلِكَ
تا هلاك شود
مَنْ هَلَكَ
هر كه هلاك شود
عَنْ بَيِّنَةٍ
از حجتى روشن كه معاينه آن را بينند
وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ
و بزيد هر كه بزيد
عَنْ بَيِّنَةٍ
از حجتى هويدا تا هيچكدام را حجتى و معذرتى