تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
ايكسانيكه گرويده‌ايد
إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ
اگر بترسيد از خدا و تقوى را شعار خود سازيد
يَجْعَلْ لَكُمْ
بگرداند براى شما يعنى بدهد شما را
فُرْقاناً
نصرتى كه بدان جدا شود مبطل از محق به جهت اعزاز مؤمنان و اذلال كافران يا هدايتى و نورى در قلوب شما يعنى لطفى كه موجب هدايت شما شود كه به آن ميان حق و باطل تفريق كنيد
وَ يُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ
و بپوشاند و درگذراند از شما بديهاى شما را
وَ يَغْفِرْ لَكُمْ
و بيامرزد شما را بتجاوز و عفو مراد از سيئات صغاير است و ذنوب كباير يا مراد گناهان متقدم و متاخر است زيرا كه آيه در اهل بدر آمده و حق تعالى گناهان ايشان را آمرزيده
وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ
و خدا خداوند فضل و نعمت بزرگست مرويست كه چون انصار ايمان آوردند قريش بترسيدند اكابر و مشايخ ايشان در دار الندوة كه سراى قصى بن كلاب بود جمع شدند تا با يكديگر در كار پيغمبر مشورت كنند و اين صورت وقتى بود كه صحابه را اجازه هجرت شده بود بمدينه و به غير از حضرت امير المؤمنين صلوات اللّه عليه در خدمت سيد انام كسى ديگر نمانده بود القصه رؤساى قريش در باب حضرت مشورت كردند با يكديگر و ابليس بر صورت پيرى بر آمده خود را در ميان ايشان انداخت گفتند تو كيستى گفت مردى ام از اهل نجد و گرم و سرد روزگار چشيده‌ام و نيك و بد آن را خوب آزموده‌ام شنيدم كه شما در باب محمد مشورت خواهيد كرد خواستم كه تا من نيز حاضر باشم اگر راى شما بر صواب باشد تابع آن شوم و اگر در آن خطا كنيد شما را از آن آگاه سازم و راى صحيح خود را با شما در آن باب اعلام كنم تا باشد كه او را هلاك كنيم پس ابو البخترى آغاز تكلم كرد و گفت او را در خانه محبوس بايد كرد و در آنخانه را مسدود گردانيدن و از روزنه آب و نان به قدر سد رمق به او دادن تا در آن تنگى بميرد ابليس بانك بر وى زد و گفت بد رايى ديده‌ئى اكثر اهل مدينه ايمان آورده‌اند و ياران وى بيشتر آنجا رفته‌اند و بنى هاشم نيز در اين شهر بسيارند همه اتفاق نموده با شما جنك كنند و او را از حبس شما خلاصى دهند گفتند اى شيخ نجدى راست گفتى هشام بن عمرو گفت صلاح آنست كه اين مرد را بر اشترى نشانده از اين ولايت اخراج كنيد تا هر جا كه خواهد برود ابليس گفت اين نيز باطل است چه محمد مردى است با حسن خلق و فصاحت و بلاغت و شيرين زبان بهر جا كه رود مردمان را دعوت كند و ايشان را بفريبد و ايشان اجابت او نمايند و با وى يار شوند و بيايند و با شما مقاتله كنند و دمار از روزگار شما بر آرند گفتند صدق الشيخ النجدى ابو جهل گفت راى من آنست كه از هر قبيلهء از